Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 104394
به بهانه آغاز مجدد غائله ورود زنان به ورزشگاه‌ها
دولت و جنگ علیه شریعت
چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۲۲
 
هنگامی که روزنامه دولت و معاون رئیس جمهور بی اعتنا به این حکم صریح فقهی و با خوشحالی و اشتیاق از صدور مجوز برای زنان جهت تماشای مسابقات ورزشی مردان سخن به میان می آورند دو نتیجه می توان گرفت...
پایگاه خبری انصارحزب الله: ۱- روز یکشنبه ۹۴/۱/۱۶ معاون رئیس جمهور و روزنامه دولتی ایران با ذوق و شوق فراوان از اجرای دستور رئیس جمهور مبنی بر رفع ممنوعیت ورود دختران و زنان به ورزشگاههای مردانه و تماشای مسابقات ورزشی مردان خبر دادند و البته یکروز بعد در خبری کوتاه و کوچک آن را تکذیب کردند؛ اما ماهیت خبر و نحوه ی انتشار آن(تبدیل شدن به تیتر یک روزنامه دولتی ایران) و سرمایه گذاری معاون رئیس جمهور در امور زنان در خصوص این خبر همگی از یک اراده و تمایل جدی در دولت خبر می دهد. اراده و تمایل برای نقض بدیهیات شرعی در قالب صدور مجوز تماشای مسابقات ورزشی مردان برای زنان و دختران آن هم بنام رئیس جمهور! (روزنامه ایران ۹۴/۱/۱۶ به نقل از شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امورزنان)

۲- هرکسی کوچکترین آشنایی با مسائل فقهی داشته باشد، می داند که زنان نا محرم شرعاً حق تماشای مردان ورزشکار را ندارند(به دلیل لباس خاص ورزشهایی مانند فوتبال، والیبال و... که بدن ورزشکاران در این لباسها نیم برهنه است) و هنگامی که روزنامه دولت و معاون رئیس جمهور بی اعتنا به این حکم صریح فقهی و با خوشحالی و اشتیاق از صدور مجوز برای زنان جهت تماشای مسابقات ورزشی مردان سخن به میان می آورند دو نتیجه می توان گرفت. در خوش بینانه ترین حالت باید گفت که معاون رئیس جمهور و مسئولان روزنامه ایران جاهل به احکام فقهی اند (در این صورت وای بر دولتی که سکان اداره اش بدست افرادی است که بدیهیات حلال و حرام را نمی دانند!) و حالت دیگر هم این است که معاون رئیس جمهور و مسئولان روزنامه ایران با وجود آگاهی از حکم فقهی در این موضوع ، اعتنایی به حلال و حرام خداوند نداشته و با اشتیاق قصد عبور از این خطوط قرمز الهی را دارند (در این صورت هم وای بر آن جمهوری اسلامی که عده ای لاابالی سکان مناصب آن را در دست گرفته باشند!)

۳- عین همین مسئله (عبور تعمدی از خطوط قرمزالهی) در سایر ارکان دولت هم مشاهده می شود (متاسفانه تمامی دولتها در سالهای اخیر در این نقیصه بزرگ سهیم و شریک اند) مثلاً بی اعتنایی به حکم شرعی حجاب در اکثر تئاترها و فیلمهایی که با مجوز و حمایت وزارت ارشاد تولید و پخش می شوند و انتشار مجوز دار مجلات و کتبی که بسیاری از خطوط قرمز شرعی و اخلاقی و اعتقادی را زیر پا گذارده اند و پوشش خلاف شرع و اخلاق قسمت قابل توجهی از زنان کارمند در ادرات و دستگاههای دولتی و حضور زنان بی حجاب در اماکن دولتی و استفاده آنها از خدمات و امکانات اماکان وابسته به بیت المال مانند مهمانسراها و تفریح گاههای دولتی و...!

۴- این رویدادها آنگاه عجیب تر می نماید که می بینیم ریاست دولت بر عهده فردی است ملبس به لباس روحانیت که مدارجی از تحصیلات دینی را طی کرده و اطلاعات فقهی و دینی قابل توجهی دارد! وقوع مکرر و دائم چنین اتفاقات شریعت ستیزانه در دولتی که یک روحاني ریاست آن را برعهده دارد نشانه چیست؟ آیا ریاست دولت دغدغه لازم دینی را ندارد و یا زیر دستان اعتقادی به دین و شریعت ندارد؟ (اگر این حوادث ناشی از جهالت و یا سهو باشد بحث دیگری است اما همه این رویدادها عمدی است و آگاهانه روی داده است!)

۵- تداوم این رفتارهای ضدشریعت در نظامی که فلسفه برپایی آن اقامه احکام الهی است نشان از یک بیماری کشنده دارد. اگر عده ای شریعت ستیز، عنان حاکمیت را در نظام و دولت اسلامی بدست آورند باید فاتحه آن نظام و دولت و اسلامیت آن را خواند! چون این عده از امکانات دولت اسلامی بر علیه آن بهره می گیرند و مانند بیماری سرطان ، رمق جان بیمار را علیه او بکار گرفته و مرگش را رقم می زنند!

۶- نادیده گرفتن این سرطان کشنده و کوتاهی در معالجه و ریشه کنی آن ، بلاشک در حکم صدور جواز دفن نظام اسلامی و اسلامیت نظام است! آن هم نظامی که مردم مومن برای اسلامیت آن از جان و مال و فرزندان خود گذشته و می گذرند! آیا مماشات در این عرصه (مقابله با مسئولان شریعت ستیز) حمايت و همکاری با مدیران لاابالی و دین ستیز نخواهد بود؟