داخلی سياسی گزارش
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 128847
مروری بر هم پیمانی رژیم سعودی و منافقین و اصل مقابله به مثل:
از اجلاس پاریس تا انتفاضه اهل حرم...
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۵۸
 
بر اساس اصل مقابله به مثل ،‌ تلاش ترکی فیصل در استفاده از ظرفیت ناچیز منافقین برای براندازی ،‌ می تواند تلاش متقابل برای استفاده از ظرفیت گفتمانی و عملیاتی القاعده علیه رژیم سعودی را به دنبال داشته باشد...
ترکی فیصل و براندازی در ایران!

پایگاه خبری انصارحزب‌الله: به خاطر داریم که روز شنبه ۱۹ تیرماه سال جاری ، ترکی فیصل وزیر سابق اطلاعات عربستان سعودی با شرکت در اجلاس سازمان منافقین در پاریس ، برگ جدیدی در تخاصم طرفین گشود. هرچند وی و سایر دولت مردان سعودی پیش از این نیز بارها علیه جمهوری اسلامی ایران ، سخنانی ادا کرده بودند ، اما اظهارات ترکی فیصل در اجلاس پاریس همه مخاطبان را اقناع کرد که حداقل در بعد گفتمانی فصل جدیدی در میدان منازعه جاری باز شده است.

ترکی فیصل در سخنرانی خود ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه را ، برخلاف دستاوردهای تاریخی‌اش، کشوری منزوی توصیف کرد که بر اساس پروژه صدور انقلاب و تحت شعار حمایت از مستضعفان و ستمدیدگان، تروریسم را در عراق، لبنان، سوریه و یمن منتشر می‌کند. وی خطاب به منافقین گفت:« مبارزه مشروع شما علیه رژیم خمینی دیر یا زود به هدف خود خواهد رسید. جنبش‌های مردمی در گوشه و کنار ایران آغاز شده و ما به ‌عنوان جهان اسلام ، از صمیم قلب در کنار شما ایستاده‌ایم. از شما حمایت کرده و از خدا می‌خواهیم شما را یاری کند تا همه ملت ایران به حقوق خود دست یابد.»

ترکی فیصل خطاب به مریم رجوی گفت:«تلاش‌های شما برای رهایی ملت‌تان از (نعوذ بالله) سرطان خمینی ، حماسه‌یی افسانه‌ای است که به مانند شاهنامه در گذر تاریخ باقی خواهد ماند.»

طبعا موضوع این گزارش ، بحث بر سر استعداد سازمان منافقین برای ایجاد نا امنی در جمهوری اسلامی ایران یا توانایی عربستان سعودی برای اقداماتی نظیر فعال سازی و تقویت شکاف های قومی نیست ، زیرا همه به خوبی می‌دانیم که سازمان منافقین ،‌ در سال های اوج تاخت و تاز خود در عراق نیز تهدیدی برای نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب نمی شد چه رسد به حال حاضر که حدود ۲ هزار نفر از آنان با خفت در اردوگاه لیبرتی روزگار می گذرانند و باقیمانده استعداد آنها نیز در اروپا روند استحاله را تکمیل می کنند.

همچنین برکسی پوشیده نیست که عربستان سعودی حداقل طی ۶ سال گذشته تمام توان اطلاعاتی و لجستیکی خود در منطقه را علیه جمهوری اسلامی ایران فعال کرده و در حال حاضر تقریبا استعداد جدیدی برای این رژیم در راستای چالش آفرینی متصور نیست. اما این اصل احتیاطی که هیچ گاه نباید دشمن را دست کم گرفت دستمایه توجه و تمرکز به تلاش بی پروای سعودی ها در پیوند و همراهی با سازمان منافقین است.

کمپین براندازی در رسانه های سعودی

بعد از اظهارات ترکی فیصل در جمع منافقین ، کمپینی از سوی رسانه های سعودی آغاز شد که محوریت آن را حمایت از این سازمان و مطالبه برای سرنگونیِ رژیم در ایران شکل می داد. این کمپین با انتشار مقالات ، کاریکاتورها و اینفوگرافیک های پر شمار ادامه یافته است. مثلا روزنامه الیوم ، روز ۲۱ تیر ماه نوشته بود که بهترین راه تامین امنیت و صلح در جهان سرنگونی رژیم ایران است ، مردم ایران خواهان سرنگونیِ رژیم هستند و بسیاری از دولت های جهان نیز موافق این امرند.

روزنامه الریاض نیز نوشته بود که رژیم ایران نژاد پرست است و در همین راستا در کشورهای دیگر نظیر سوریه و یمن مداخله می کند و نیز در تلاش است تا بحران های داخلی خود را بواسطه صدور جنگ به بیرون از خاک خود هدایت کند و البته با این اقدامات به نفع اسرائیل کار می کند. این روزنامه در نهایت خطاب به مردم ایران نوشته بود که پیام اجلاس پاریس برای شما این بود که جلوی حرکت رژیم را بگیرید. روزنامه الشرق نیز در حمایت از کنفرانس پاریس نوشته بود: مردم می توانند هر رژیمی را تحمل کنند ، اما بعضی اوقات برخی چیزها از حدّ به در می شوند!.

برداشت عمومیِ اشتباه

برداشت عمومی در فضای داخلی جمهوری اسلامی ایران و شاید جهان این است که تنها اپوزیسیون داخلی در عربستان سعودی شیعیان این کشور هستند که در منطقه الشرقیه زندگی می کنند. بر همین اساس انتظار عمومی نیز بر این مبناست که اگر قرار است فضای داخلی عربستان به صحنه تعارض و آشوب تبدیل شود ، نقطه آغاز آن مناطق شیعه نشین خواهد بود.

این در حالی است که بر خلاف این برداشت باید گفت ، شیعیان در عربستان سعودی یک اقلیت مذهبیِ تحت فشار محسوب می شوند که ترجیح می دهند اعتراضات خود را به شکل مسالمت آمیز و با پرهیز از خشونت مطرح کنند.

خطر سرکوب توسط رژیم و نیز قرار داشتن در مظان اتهام پشتیبانی از سوی ایران ، علمای شیعه در عربستان و بحرین را وادار به اتخاذ استراتژیِ تداوم اعتراضات نرم نموده است. تا جایی که می توان ادعا کرد هر نوع تحرک شبیه به قیام های مسلحانه پیش از همه توسط علمای دینی شیعه محکوم و مهار می شود. اما نشانه های دیگری وجود دارد که نشان می دهد اتفاقا بستر چیزی شبیه قیام مسلحانه در عربستان سعودی ، نه جامعه شیعه ، بلکه اکثریت سُنّی در این کشور هستند که در ادامه تلاش می شود به نشانه های مبرّز و اخیر آن اشاره شود:

اعدام فرصت‌ساز

روز ۱۲ دی ماه سال ۱۳۹۴ ، حکومت سعودی ، حکم اعدام ۴۷ نفر را اجرا نمود که ۴ نفر از این افراد شیعه و مشهور ترین آنان آیت الله نمر باقر النمر بود. اما از این تعداد ، ۴۳ نفر باقی مانده ، از اعضاء القاعده در شبه جزیره عربستان بودند که از سال ۲۰۰۲ به بعد دستگیر و در زندان به سر می بردند که مشهور ترین این افراد ، فارس الزهرانی و حمد الحمیدی بودند که طی سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ بعد از درگیریِ مسلحانه با حکومت سعودی ، دستگیر و زندانی شده بودند.

در میان این افراد ، فرماندهان سرشناس دیگری همچون عبدالعزیز المقرن ، نمر بن سهاج البقمی و عادل الضبیطی از گروهان قدس (سریه القدس) نیز قرار داشتند که در یکی از مشهور ترین عملیات های خود ، نیروهای آمریکایی در شهر الخبر در منطقه الشرقیه عربستان سعودی را هدف قرار داده بودند. این اقدام آل سعود ، موجی از واکنش را در میان علمای جریان جهاد برانگیخت که بارزترین آن مربوط به شیخ دکتر ایمن الظواهری ، امیر کلّ سازمان القاعده بود. ظواهری با انتشار یک پیام صوتی ۷ دقیقه ای ، با عنوانِ «آل سعود قاتل مجاهدین» (آل سعود قتلة المجاهدين) ، اعدام ۴۳ عضو القاعده در کنار شیخ نمر را نتیجه رقابت عربستان سعودی و ایران در منطقه قلمداد کرد و به تقبیح اقدامات هر یک از دو طرف در حمایت از ظالمان و طواغیت در تونس (بن علی) ، مصر (سیسی) و سوریه (اسد) پرداخت و این سیاست در یمن را شامل حمایت ایران از رئیس جمهورِ مخلوع و حمایت سعودی از معاون مخلوع قلمداد نمود.

ظواهری همچنین ، سعودی و ایران را به موازات هم ، متهم به قتل مجاهدان سعودی در سوریه بواسطه همکاری با ائتلاف آمریکایی و روسی نمود. امیر کل القاعده در پایان سلسله ای از قیاس های اینچنینی ، ضمن دعوت به صبر ، پیام خود را با تعریف ۳ ماموریت به پایان برد که بخش دوم آن مربوط به ساکنان عربستان بود که اقشار مختلف اعم از مردم عادی ، علما و روسای قبایل را به خلاص کردن خود از نظام متعفّن سعودی تشویق نمود که دین و دنیای آنان را فاسد می کند و نه تنها از آنان در مقابل خطر صفوی (ایران) و آمریکا دفاع نمی کند که همچون آل صباح از مقابل آنان می گریزد. در کنار ظواهری ، علمای دیگر جریان جهاد نظیر ابوقتاده فلسطینی ، شیخ ابومحمد مقدسی و دکتر سعد الفقیه ، نیز به اعدام اعضاء القاعده واکنش نشان دادند و به آل سعود به عنوان طاغوتی که برای توجیه قتل ۴ شیعه ، ۴۳ نفر از علمای سُنّی را اعدام کرده لعنت فرستادند.

این رخداد حتی منجر به انتشار نشریه جدیدی به نام «المسری» توسط القاعده شبه جزیره عربستان شد که تا کنون به صورت هفتگی فعالیت داشته و در ۱۹ شماره منتشر شده خود به اعلام اخبار ، مواضع و عملکرد سازمان القاعده در سرتاسر جهان پرداخته است.

پیام حمزه اسامه بن لادن

روز ۲۸ مرداد ۱۳۹۵ ، حمزه اسامه بن لادن (پسر بن لادن) ، پیامی صوتی- تصویری با عنوانِ «حکومت بهترین امت در انتفاضه اهل حرم» (سیاده خیر الامم ، فی انتفاضه اهل الحرم) منتشر کرد و در آن کل اُمت اسلامی و به طور خاصّ مردم بلاد الحرمین را در سطوح قبایل و علماء و جوانان را مورد خطاب قرار داد و با آنان از افزایش ظلم و طغیانِ حکومت ضدّ مردم بلاد الحرمین در دوستی با کافران و دشمنی با مومنان سخن گفت و نمونه آن را افزایش اقدامات غیر شرعی نظیر حلال اعلام کردن ربا و حرام دانستن جهاد دانست.

حمزه بن لادن به تلاش های قبلی برای نصیحت حکومت سعودی اشاره کرد که در قالب ارسال نامه ها و اعزام کمیته ها و هیئت ها انجام شده بود ، اما خاندان حاکم آن را با دستگیری و شکنجه و قتل پاسخ داده بود. او در ادامه به ذکر مجاهدت ، نیروها در افغانستان و دستگیری و اعدام آنها توسط آل سعود می پردازد و ماموریت خود را دعوت به طغیان علیه آنان عنوان می کند که به مثابه انتفاضه علیه وکلای آمریکا و پاکسازی سرزمین از نیروهای آمریکا و پایگاه های آنان است.

حمزه بن لادن در بیانیه شفاهی خود ، در قالب لفّاظی های بلیغ و در قالب عبارات فصیح به طور مکرر به تبیین لزوم قیام و انتفاضه علیه آل سعود می پردازد و با توضیح بر روی تصاویر مصافحه سران خانواده سعود با روسای جمهور آمریکا ، حرمین شریفین و مشاعر مقدسه را امانت امت اسلامی بر گردن اهل حجاز بر می شمارد که قیام را بر آنها واجب می سازد.

جمع بندی

۱. همگراییِ منافقین با دومین دشمن منطقه ایِ جمهوری اسلامی ایران ، هر چند نمی تواند منشاء نگرانیِ عمده و ایجاد کننده انتظار برای تغییر جدّی در فضای امنیتی داخل باشد. اما به هر حال عقل سلیم احتمال هر نوع چالش آفرینی از تلاقی کُنش دشمنان را بعید و خالی از احتمال نمی داند.

۲. تجاوز در برابر تجاوز در حقيقت نوعي دفاع در مقابل ستم است و مقابله به مثل در برابر تجاوزگر روشي براي از ميان بردن تجاوز مي باشد.

۳. بر اساس اصل مقابله به مثل ،‌ تلاش ترکی فیصل در استفاده از ظرفیت ناچیز منافقین برای براندازی ،‌ می تواند تلاش متقابل برای استفاده از ظرفیت گفتمانی و عملیاتی القاعده علیه رژیم سعودی را به دنبال داشته باشد. با این تفاوت که رژیم سعودی به خوبی می داند که استعداد سازمانی و عملیاتی القاعده و بستر اجتماعی آن در عربستان سعودی ، از چه قابلیت انفجاری و انهدامی برخوردار است.

۴. فارغ از ژست های هنجارگرایانه دولت ها و فیگورهای رایج دیپلماتیک ، جمهوری اسلامی ایران به دلیل اختلافات ایدئولوژیک با القاعده و پیرو آن درگیری و دشمنی در پرونده های سوریه و یمن ، نمی تواند با این سازمان همکاری داشته باشد ، اما با توجه به اصل مقابله به مثل ، بهره برداری کنترل شده از ظرفیت این سازمان که به قادر به انفجار یک بمب اجتماعی در عربستان سعودی است می تواند رژیم سعودی را از همکاری با منافقین و حمایت از آنان پشیمان کند.