Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 104627
بررسي عوامل رواني و فرهنگي بي‌حجابي:
اگر زن مرض نداشته باشد...
يکشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۰۲
 
پوشيدن يك لباس ساده كه تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند، مانع هيچ فعاليت بيروني نخواهد بود، بلكه بر عكس، تبرّج و خودنمايي و پوشيدن لباس هاي تنگ و مدهاي رنگارنگ است كه زن را به صورت موجودي مهمل و غير فعال درمي آورد كه بايد تمام وقتش را مصروف حفظ پوزيسيون خود كند...
پایگاه خبری انصارحزب الله:براي بي حجابي، دلايل بسياري را مي توان برشمرد. اين عوامل را در يك تقسيم بندي كلي مي توان به عوامل رواني، فرهنگي، اجتماعي و سياسي تقسيم كرد كه ما در ادامه به برخي عوامل رواني و فرهنگي بروز اين معضل خواهيم پرداخت:

عوامل رواني، به زمينه هاي زيستي و خواسته هاي طبيعي فرد گفته مي شود كه معمولاً ميان افراد مشترك است. از جمله زمينه هاي بيولوژيكي مرتبط با مقوله پوشش مي توان از ميل به خودنمايي، تبرّج، تزيين، تجمل، خودآرايي، تمايل شديد به جلب توجه ديگران به ويژه در دوره جواني، به رخ كشيدن زيبايي ها، ميل به برانگيختن احساسات مثبت ديگران، كسب آرامش و امنيت در پرتو تحسين و تمجيد ديگران، لذت جويي، ميل به تظاهرات جنسي و جلب جنس مخالف، نياز به ابراز وجود و متمايز نشان دادن خود و اميال مشابه نام برد. براين اساس عوامل رواني موثر در پدیده بي حجابي را مي توان چنين برشمرد:

احساسگرايي خام

برخي نظريه هاي روان شناختي انحراف، انحراف ها و كج روي هاي افراد به ويژه جوانان را ناشي از اراده و تصميم آگاهانه به هنجارشكني، ميل به برانگيختن واكنش هاي جمعي، پشت پا زدن به سنت هاي اجتماعي يا تلاش براي جاي گزيني ارزش هاي فرهنگي نمي دانند، بلكه بيشتر نشانه احساس گرايي خام، هواخواهي، خودنمايي، لذت جويي و امثال آن مي دانند.

انسان موقعیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم از جایگاهی خاص و در خور توجه برخوردار باشد. بعضی از افراد با تحصیل علم و دانش و کسب فصائل اخلاقی و معنوی و یا اجتماعی، جایگاهی بدست می آورند و برخی از افراد که فاقد این ارزش ها هستند با نمایش زیبایی ها و جاذبه های طبیعی و ساختگی زنانه خود و بی حجابی سعی در جلب توجه دیگران می کنند تا به کمبودهای عاطفی و یا اجتماعی خود پاسخ دهند که این روش پیامدهای ناگواری برای هم خود فرد و هم جامعه به دنبال خواهد داشت؛ لذا اگر انسانها، این امیال نفسانی را با تعقل مدیریت و کنترل نکنند و صرفا از روی احساس به آنها پاسخ دهند، نتیجه این احساسگرایی خام چیزی جز تزریق اضطراب و نگرانی و پریشانی روح و روان به جامعه نخواهد بود و قطعا این روش منجر به رشد مفاسد و انحرافات اجتماعی خواهد شد.

واقعیت این است که بدحجابی قبل از ایجاد آسیب های اجتماعی، آسیب دینی و اعتقادی در پی دارد، اما بزرگترین آسیب اجتماعی آن، سلب آزادی روانی عموم زنان و مردان جامعه می باشد.

اختلال شخصيت نمايشي

يكي از نظريه هاي روان شناختي انحراف، نظريه موسوم به «اختلال شخصيت نمايشي» است. افراد مبتلا به اين بيماري خواهان جلب توجه ديگران نسبت به خود هستند. آنان معمولاً مبتكر، نمايش گر، سرزنده و اغواگرند. مهم ترين ويژگي مبتلايان به اين اختلال، تمايل شديد به خودنمايي و جلب توجه است و براي تأمين اين هدف، به كارهاي غير عادي از جمله پوشيدن لباس هاي عجيب و جذاب، آرايش هاي تند و نامتعارف و ژست هاي نمايشي خاص دست مي زنند.

عواطف اين افراد به شدت نمايشي و اغراق آميز است. آنها شيفته مدهاي جديد بوده و علاقه مندند تغييرهاي جديد را تجربه كنند، بي آن كه واقعاً به اين تغييرها نيازي داشته باشند. بر اساس اين نظريه، دوشيزگان و بانوان جواني كه پياپي و در راستاي ارضاي تمايل سيري‌ناپذير خود به نوگرايي و تنوع خواهي، به استقبال الگوهاي نورس مي روند و مايلند همواره خود را در قالب فرم ها و نقاب هاي جديد عرضه كنند، دچار اختلال شخصيتي هستند.

عوامل فرهنگي

عوامل فرهنگی یکی از مهم ترین و موثرترین راههای رشد و گسترش بدحجابي در كشور ايران بوده است. در تمام جوامع، وقتي كه بخواهند يك ناهنجاري بوجود بياورند، اول قدمي كه برداشته مي شود با رویکرد فرهنگي است؛ چرا که از طریق جنگ نظامی و سخت نمي توان فرهنگي را بر مردم يك كشور غالب كرد مگر اينكه واقعاً‌ در جنگ پيروز و ساكن آن منطقه يا كشور شوند و بعد با رويكرد فرهنگي و عوامل ديگر فرهنگ آن كشور را عوض كنند. حال مسأله بدحجابي هم از جمله چيزهايي است كه با جنگ سخت نمي شود آن را بوجود آورد،‌پس به ناچار بايد با همان عامل فرهنگي وارد عمل شوند و بي حجابي يا بدحجابي را به مردم كشور تحميل كنند.

بی حجابی نتیجه فقر فرهنگ دینی است؛ کسی که از این فرهنگ غنی دور است و نسبت به آن دانسته و ندانسته جهل می ورزد یا التزام عملی به باید های دینی از جمله حجاب ندارد، نمی تواند به راحتی تن به پذیرش آن دهد. شواهد موجود نشان مي دهد که بيشتر افراد بدحجاب و بي حجاب، خواسته يا ناخواسته، به فرهنگ ها، نظام هاي بينشي و گرايشي و الگوهايي دل بسته اند که با فرهنگ و ارزش ها و قواعد مسلط و جامعه اسلامي تعارض دارند.

بحران هاي هويتي

برخي تحليل گران فرهنگي بر اين باورند كه جامعه ما مسخر سه جريان مختلط فرهنگ ايراني، اسلامي و غربي است كه در عرصه هاي مختلف با نسبت هاي تركيبي متفاوت حضور دارند و خودنمايي مي كنند. در سال هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب، هر چند بعد اسلامي فرهنگ، گسترش و چيرگي در خور توجهي يافت، به مرور زمان و تحت تأثير برخي رخ دادها، دو لايه به حاشيه رانده شده دوباره به صحنه آمدند و در قالب هاي ديگري بازتوليد شدند.

دوران حاکمیت جریان تکنوکررات (دوران موسوم به سازندگی) یکی از مهم ترین دوران هایی بوده است که منجر به تغییرات فرهنگی عمیق در کشور شد. با نگاهی به مجموعه سیاست های تکنوکرات دولت سازندگی از یک سو و از سویی دیگر نگاه جامعه شناسانه به حجاب پی خواهیم برد که حجاب یک نمونه از قربانیان سیاست های تکنوکراتی در کشور است.

کنت پولاک در کتاب پازل فارسی اینگونه سیاست های سازندگی را شرح می دهد که: «عمل گرایان بنا به فطرت خود چندان روی مسائل اسلام و انقلاب متمرکز نیستند. جهت اصلی آنان ادامه سیاستی بود که تصور می کردند اجرای آن برای ایران نتایج خوب تکنولوژیک و فن سالارانه به بار می آورد و در این مسیر، توجهی به مذهب یا خلوص مذهبی سیاست هایشان نداشتند.»

برای اثبات این ادعا خوب است به مجموعه آمارهایی که دکتر فرامرز رفیع پور در کتاب «توسعه و تضاد» بخش تغییرات در نظام اجتماعی ایران بعد از جنگ آورده است توجه کنیم. ایشان نتیجه تحقیقات خود را که محصول یک نظرسنجی کاملا تخصصی جامعه شناسی بوده است که در آن حتی مصاحبه کنندگان نیز افراد متخصصی بودند چنین ذکر می کنند: ۸۶.۲ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که در سال ۶۵ عدم رعایت حجاب از نظر مردم عیب بوده است و این بدان معناست که در آن زمان یک کنترل درونی در مورد ارزش های انقلابی- مذهبی وجود داشت و قبح آن نریخته بود و مسئولین مجبور نبودند با فشار، اجبار و توبیخ اکثریت خانم ها را به رعایت حجاب وادارند و جالب آنکه این آمار برای سال ۷۱ به ۴۱.۵ درصد می رسد. همچنین ۸۱.۸ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که مردم در سال ۱۳۶۵ به خانم های چادری احترام می گذاشتند در حالی که این رقم برای سال ۱۳۷۱ به ۳۶.۸ درصد می رسد.

برداشت محدوديت‌آفرين از حجاب

يكي از برداشت هايي كه شايد بيش از ديگر تلقي هاي ياد شده، مورد استناد منتقدان قرار گرفته، جنبه محدودسازي و مانع تراشي حجاب در فرآيند فعاليت هاي اجتماعي است. ترديدي نيست كه حجاب به ويژه شكل كامل آن؛ يعني چادر، محدوديت هايي را براي انجام برخي فعاليت ها بر زن تحميل مي كند، ولي اين محدوديت چندان بازدارنده نيست و با توجه به آثار مهم مترتب بر حجاب، پذيرش اين نوع محدوديت ها، توجيه پذير خواهد بود.

يوني ويكن در بيان ديدگاه برخي از انديشمندان غرب نسبت به حجاب مي نويسد:
حجاب به خاطر محدوديت هايي كه بر سر راه فعاليت ها و استقلال زنان ايجاد مي كند، ذاتاً سركوب گر و در نتيجه، ظالمانه است.استاد مطهري در پاسخ به اين گونه شبهه ها مي نويسد:

اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بيرون بيايد، پوشيدن يك لباس ساده كه تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند، مانع هيچ فعاليت بيروني نخواهد بود، بلكه بر عكس، تبرّج و خودنمايي و پوشيدن لباس هاي تنگ و مدهاي رنگارنگ است كه زن را به صورت موجودي مهمل و غير فعال درمي آورد كه بايد تمام وقتش را مصروف حفظ پوزيسيون خود كند.

چرخش‌هاي هنجاري جامعه

برخي جامعه شناسان، كاهش انگيزه التزام عملي به رعايت حجاب شرعي و افزايش آمار بدحجابان و بي حجابان را ناشي از روي دادن برخي تحولات اساسي در نظام هنجاري جامعه مي دانند، چرا که در اثر چرخش های هنجاری جامعه که منجر به بي مهري، سركوب اجتماعي و عكس العمل هاي پرخاش گرانه به دارندگان نمادهاي مذهبي می شود، در واقع نياز به احترام و عزت نفس افراد خدشه دار مي شود و آنها در پي كسب احترام، خود را با فشار هنجاري تطبيق داده، حجاب و ديگر سمبل هاي مذهبي را كنار مي گذارند.

بي‌توجهي به پيآمدهاي منفي بي‌حجابي

توجه نكردن به آثار و كاركردهاي فردي و اجتماعي حجاب و كاركردهاي منفي رعايت نكردن آن، نقش بسيار مهمي در سرپيچي از آن دارد. منتسكيو در تحليلي كاركردگرايانه مي نويسد: از دست رفتن عفت زنان به قدري تأثيرات بد دارد و به اندازه اي نواقص و معايب توليد مي كند و طوري روح مردم را فاسد مي نمايد كه اگر كشوري دچار آن گردد و اين اصل مهم از بين برود، بدبختي هاي زيادي از آن ناشي مي گردد، به خصوص در حكومت دموكراسي، از دست رفتن عفت، بزرگ ترين بدبختي ها و مفاسد را باعث مي شود تا جايي كه اساس حكومت را از بين خواهد برد. به اين جهت، قانون گذاران خوب، عفت را توصيه و از زنان توقع وقار در اخلاق را دارند.

همچنین دکتر« نوال سعداوی»، فمنيست مصري معتقد است؛«آرایش» یکی از بزرگ‏ترین سندهای برد‌‌‏گی زنان امروز است.او مي گويد؛ «من حجاب زن را با حجاب ذهن، حجاب جهانی و حجاب سیاسی مرتبط می‏دانم و معتقد است‌که ما در دنیا همچنان در یک نظام برده‏داری پسامدرن زندگی می‏کنیم «زنان در نظام سرمايه داري به دام افتاده‏اند. از زنان به منزله‏ تن و کالا استفاده می‏شود. در نظام سرمایه‏داری در بازار آزاد، زنان به کالای جنسی و «تن‏های بدون سر» تبدیل می‏شوند.»