Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 102069
نه مجريان اجرا مي‌كنند،نه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نظارت!
چرايي معطل ماندن مصوبه عفاف و حجاب!
نيروي انتظامي تنها دستگاه ميدان‌دار
شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۶
 
انتظار ما این است که نهادهای نظارتی، اعم از مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی انقلاب فرهنگی دست به دست هم داده و با تقویت و بکارگیری اهرم های نظارتی، این قانون بر زمین مانده را به مرحله اجرا درآورند تا آثار مثبت آن در جامعه ظهور پیدا کند...
پایگاه خبری انصارحزب الله: اصل حجاب از ضروریات دین مبین اسلام بوده و در قرآن کریم نیز مطرح شده است. از طرف دیگر به دلیل آن که جامعه ما یک جامعه اسلامی و دینی محسوب می شود، طبیعتا رعایت این مسأله دینی هم واجب است.

همچنین باید توجه داشت که دین مبین اسلام خواستار زندگی همراه با آرامش است و می داند که بی حجابی و بی عفتی در جامعه نا‌آرامی ایجاد کرده و کانون گرم خانواده ها را از هم می پاشد؛ لذا رعایت عفاف و حجاب را بر همه افراد اعم از زن و مرد واجب کرده است.

به دنبال تأکيدات مقام معظم رهبري درخصوص اصلاح وضع عفاف و حجاب در جلسه سران سه قوه، موضوع عفاف و حجاب در دستور کار شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت و در تاريخ ۱۴ بهمن ۱۳۷۶ ، اصول و مباني و روش‌هاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جلسه ۴۱۳ شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و در تاريخ چهارم تير ماه ۱۳۸۴، به پيشنهاد شوراي فرهنگي اجتماعي زنان آئين‌نامه راهبردي گسترش فرهنگ عفاف در جلسه ۵۶۶ تصويب گرديد و از سوي رئيس جمهور محترم وقت به دستگاه‌ها ابلاغ گرديد.

وضعيت عفاف و حجاب و گسترش روز‌افزون مظاهر بدحجابي و حتي بي‌حجابي و بي‌عفتي در سطح جامعه خود بهترين گواه بر اين است که حرکت خاصي در راستاي گسترش عفاف و حجاب در طول اين سال‌ها از سوي دستگاه‌هاي مختلف صورت نگرفته است.

شورای عالی انقلاب فرهنگی، مصوبه ۴۲۷ خود را با عنوان سند توسعه حجاب و عفاف به تصویب رساند تا پس از آن این سند به عنوان قانون توسعه عفاف و حجاب در دستور کار ۲۶ دستگاه اجرایی قرار گیرد. این ۲۶ دستگاه بر اساس این قانون باید راهکارهایی را برای اصلاح بدحجابی در جامعه تدوین می کردند تا از ترویج بدحجابی در جامعه جلوگیری شود.

با این حال اکنون پس از گذشت سال‌ها از زمان تصویب و تدوین آیین نامه‌های اجرایی و تعیین ۳۱۰ محور و مفاد برای این قانون می‌گذرد و به جرأت می توان گفت هیچ یک از دستگاه های متولی اجرای قانون به جز نیروی انتظامی پا به میدان عمل نگذاشته اند و به نوعی قانون توسعه عفاف و حجاب اجرا نشده و بر زمین مانده است.

در اين قانون وظايف مشخصي هم براي دستگاه هاي دولتي و مجري و هم دستگاه‌هاي فرهنگي و حاکميتي و حوزه هاي علميه و دانشگاه ها و ديگر مراکز فرهنگي در دو بعد «فرهنگ سازي» و «اجرايي» تعيين شده است تا در راستاي تبليغ و بهبود وضعيت حجاب و عفاف و گسترش فرهنگ آن عمل کنند، همچنين در اين قانون به عوامل بازدارنده که متخلفان را از اجرا نکردن قانون، منع کند نيز توجه شده است.

اجرای قوانین عفاف و حجاب نیازمند عزم جدی مسئولان

اينکه چرا يک مصوبه آن هم مصوبه‌اي که ريشه‌اي به عمق باورهاي مذهبي ‌مردم يک جامعه دارد و خواسته عموم آنهاست پس از گذشت این همه سال اجرا نمي‌شود و فقط هر از چند گاهي از بايگاني خود بيرون مي‌آيد اما پيش از آنکه گرد و غبارهاي روي آن زدوده شود دوباره به فراموشي سپرده مي‌شود جاي تأمل دارد.

بسياري از کارشناسان حوزه عفاف و حجاب، بر اين باورند که اصلي‌ترين عامل اجرايي نشدن طرح عفاف و حجاب کم گذاشتن دستگاه‌های فرهنگی و اجرایی ما است و کارهایی که لازم بوده است را انجام نداده‌اند ، به عبارت دیگر عزم جدی تاکنون در مسئولان امر دیده نشده است.

رسانه‌ها، مطبوعات، مجلات و بروشورها تا جایی که باید نتوانستند در این مورد اقدام مؤثری را انجام دهند و هیچ اثر فرهنگی هم‌اکنون وجود ندارد که منجر شود فرزندان ما با حجاب آشنا شوند و برنامه‌ای برای آموزش حجاب متأسفانه وجود نداشته است.

هیچ فرایند صحیحی در مورد فرهنگ عفاف تعریف نشده است، ما نمی‌گوییم قانونی در این زمینه وجود ندارد، ‌قانون داریم اما هیچ کدام از دستگاه‌های اجرایی آن را اجرا نمی‌کنند و شورای‌عالی انقلاب فرهنگی نیز به عنوان یک نهاد نظارتی به درستی نظارت خود را انجام نداده‌است و متأسفانه گزارش‌هایی که از دستگاه‌های اجرایی به ما داده می‌شود هیچ کدام بیانگر عملی که قانع‌کننده باشد نیست.

در حقیقت برای مباحث فرهنگی قانونهای زیادی داریم، اما این قوانین یا اجرا نشده و یا برای اجرایش بودجه ای در نظر گرفته نمی‌شود، از جمله این موارد بحث عفاف و حجاب است که عزم جدی مدیران و دستگاه‌ها را به همراه نداشته است.

مطالب فرهنگی زمانی نهادینه می‌شود که اقناع‌کننده باشد و برای پذیرش آن انگیزه ایجاد شود ، متأسفانه در رابطه با بحث عفاف و حجاب اقناع‌ به اندازه کافی به وجود نیامده است به‌ طوری که وقتی از فرد کم حجاب دلیل رفتارش را می‌پرسیم فکر نمی‌کند که کارش نادرست است. بنابراین ما متأسفانه نه تنها کار چندانی در این رابطه نکرده‌ایم بلکه گاهی در رابطه با عفاف حیازدایی هم کرده ایم.

در آموزش و پرورش ۱۲ سال از بهترین سال‌های عمر نسل‌ جوانمان در اختیارمان است اما گاهی آموزش های ما از الگوهای غربی پیروی می کند، به طوری که بعضی از آن‌ها آموزش های ضد حیاست ، دانشگاه‌ها نیز می توانستند عفاف و حجاب را نهادینه کنند اما اطلاعات را به جوانان نرساندند و می‌توان گفت که نظارت ما در رابطه با این موضوع بسیار ضعیف بوده است.

همچنین ما در رابطه با فرهنگ دچار ضعف اقتصادی شدیدی هستیم، به طوری که در این سالهای پس از انقلاب مجموعه بودجه‌ای که برای دستگاه‌ها در رابطه با بحث فرهنگ و عفاف و حجاب گذاشته شده بسیار اندک بوده است. الگوی توسعه غربی حاکم بر برنامه اول، دوم و سوم و چهارم الگویی اقتصاد محور است که برایش تنها سود و سرمایه و بالا بردن شرایط اقتصادی مطرح است و در این میان بودجه بحث فرهنگی ضعیف بوده و هست، از طرفی این سؤال را باید بپرسیم چرا وقتی ما اسلام و احکامش را پذیرفته‌ایم شاخص ارزیابی عملکرد ما باید نگاه سکولار غربی باشد؟!

تنها گزارش برگزاری همایش و سخنرانی!

به عنوان مثال، وزارت آموزش و پرورش در گزارش‌های عملکرد خود می‌گوید ما همایش‌هایی در این زمینه برگزار کرده‌ایم و وقتی با مسئول این حوزه صحبت می‌کنیم می‌گوید که ما در آموزش و پرورش در بحث عفاف و حجاب مشکلی نداریم و مشکلات اصلی در بیرون از مدرسه است. اما این نکته بسیار واضح است که در درون مدارس ما تفکیک جنسیتی صورت گرفته است، بنابراین اصلاًٌ مسئولان مشکل را تشخیص نداده‌اند و اینگونه گزارش عملکرد ارائه دادن از زیر کار شانه خالی کردن است.

در واقع مشکل اصلی اینجاست که موضوع عفاف و حجاب برای دانش‌آموزان نهادینه نشده است، چرا که اگر دانش‌آموزان به درستی به فواید عفاف و حجاب پی می‌بردند، قانع می‌شدند که باید حجاب خود را در خارج از مدرسه و در محیط اجتماعی نیز رعایت کنند.

به نظر می رسد مسئول آموزش و پرورش باید اینگونه بگوید که ما در میان دانش‌آموزان مشکل عفاف و حجاب داریم یا خیر، و یا مسئول وزارت علوم زمانی که می‌خواهد گزارش عملکرد در حوزه عفاف و حجاب ارائه دهد می‌گوید: ما نمی‌توانیم از این کارها در وزارت علوم انجام دهیم و این بسیار جای تاسف دارد، چرا که در کشورهای غربی که به عفاف و حجاب اعتقادی ندارند روی این موضوع کار و بررسی می‌کنند، اما در دانشگاه‌های ما به عنوان یک کشور اسلامی هنوز اساتید در این موضوع متقاعد نشده‌اند!

هم‌اکنون نشریاتی که علیه حجاب در جامعه منتشر می‌شود، در مقایسه با نشریاتی که به ترویج حجاب می‌پردازد بسیار بیشتر است و نشریاتی که به موضوع ازدواج سفید که حقیقت آن سیاهی محض است پرداخته‌اند متأسفانه همچنان به فعالیت‌ های خود ادامه می‌دهند.

ازدواج‌های سفید نمی‌تواند خوشبختی خانواده‌ها را به دنبال داشته باشد، چرا که وقتی یک مرد با رعایت مراسم و سنت‌ها ازدواج می‌کند، انتهایش به جدایی و طلاق می‌رسد، چه برسد به این نوع از زندگی‌ها که هیچ تعهدی برای طرفین ایجاد نمی‌کند و چکش آن همیشه بر سر خانم‌ها خواهد بود.

نشریاتی که با مجوز ارشاد این مدل از زندگی را در جامعه ترویج می‌کنند، باید پاسخ بدهند که آیا به این جنبه از این موضوع نمی‌اندیشند که اگر عده‌ای از جوانان ما این نوع زندگی را برای خود انتخاب کنند، چه کسی پاسخگوی عواقب در انتظار آنها خواهد بود؟!

بدنه دولت يا مديران مياني؟کدام بي‌تفاوتند؟

علت دیگر این است که بدنه دولت به اجراي مصوبه عفاف و حجاب چندان ‌اعتنایی ندارد و اين بي‌تفاوتي به طور يقين در طبقات پايين‌تر اجتماع نيز نفوذ مي‌کند و مديران مياني وقتي مي‌بينند در رده‌هاي بالايي کشور اراده‌اي براي اجراي اين قوانين نيست و در صورت سستي مورد پرسش قرار نمي‌گيرند، اين امر در بين آنان هم تسري پيدا مي‌کند. در حال حاضر شاید به جرأت بتوان گفت: بي‌اعتنايي و عدم همکاري براي اجراي مصوبه عفاف و حجاب تقريباً در تمام سطوح و رده‌ها فراگير شده است.

با گذشت چندین سال از تصويب قانون تنها دستگاهي که نسبت به اجراي آن تا حدي اقدام کرد نيروي انتظامي بود که در بخش سلبي اجراي قانون نقش داشت، اما ديگر متوليان در حوزه فرهنگ سازي اقدام درخور توجهي در اين زمينه انجام ندادند و حتي تاکنون بارها جلساتي درباره ارائه گزارش اين دستگاه ها برگزار شده است، ولي خروجي قابل توجهي که براي افکار عمومي ملموس باشد وجود نداشته است.

وضعیت عفاف و حجاب کارنامه‌ ۳۰ سال مدیران

این وضع نامطلوب محصول مجموعه‌ای از حلقه‌های مدیریتی، فرهنگی و اجرایی در طول این سال‌هاست. برای مثال، مصوبه‌ی ۴۲۷ که در واقع قانون توسعه‌ی فرهنگ عفاف و حجاب و ایجابی‌ترین قانون در این زمینه است راهبردهایش در سال ۷۶ و راهکارهایش در سال ۸۴ تولید شده است؛ یعنی از تولید راهبرد تا تولید راهکار دقیقاً ۸ سال در دوره‌ی اصلاحات طول کشید.

در دوره سازندگی و دوره اصلاحات با اولویت قرار گرفتن مباحثی چون توسعه، رفاه و در درجه دوم قرار گرفتن مباحث فرهنگی نگاه و بینش مردم به سمتی دیگر هدایت ‌شد.

مسلماً وقتی مردم نسبت به ارزش‌های دینی بی‌اعتقاد شوند و از ظرفیت‌های موجود برای توسعه‌ی ارزش‌های دینی استفاده نشود، طبیعتاً رفتارهای دینی از جمله حجاب و عفاف کم‌رنگ می‌شود. در واقع این وضع را باید به یک فرآیند برگردانیم. مردم یک‌شبه این طور نشده‌اند. وضعیت مردمی که امروز با این نوع پوشش در جامعه حاضر می‌شوند، محصول عملکرد ما در سال‌های گذشته‌است. بنابراین می‌توان گفت: وضعیت امروز عفاف و حجاب کارنامه‌ی فرهنگی ۳۰ سال مدیران ماست.

مقام معظم رهبری بارها روی بحث مهندسی فرهنگی تأکید کرده‌اند. مهندسی فرهنگی یعنی اینکه هر کدام از دستگاه‌های فرهنگی به میزان مشخصی سهم خودشان را درست احراز کنند و بر مبنای آن عمل نمایند. در حالی که حوزه‌ی فرهنگ در این ۳۰ سال عرصه‌ی سلایق مدیران بوده است و هیچ کدام از آن‌ها با شاخص‌های مشخص و به صورت دغدغه‌مند به فرهنگ نگاه نکرده‌اند.

باید در نظر داشته باشیم که عرصه‌ی عفاف و حجاب بخشی از پازل عرصه‌ی فرهنگ است. تا زمانی که فرهنگ جامعه‌ی ما عرصه‌ی آزمون و خطاها و سلایق مدیران فرهنگی کشور باشد به سامان نمی‌رسد. زمانی عرصه‌ی فرهنگ اصلاح می‌شود که یک مبنای مشخص داشته باشد. این همان بحث مهندسی فرهنگی است که مقام معظم رهبری چندین بار بر آن تأکید کرده‌اند، اما متأسفانه هیچ دستگاهی آن طور که باید و شاید در این عرصه ورود پیدا نکرده است. اینکه مهندسی فرهنگی مبنای مشخصی برای برنامه‌ریزی فرهنگی در کشور است یعنی اینکه سهم و حد‌ود هر نهاد باید مشخص شود تا کسی فراتر از آن حدود حرکت نکند.

اینکه دستگاههای مختلف در رابطه با مقوله عفاف و حجاب هر کدام به راهی می‌روند مربوط به این است که ما در این رابطه هنوز به فهم فرهنگی مشترکی نرسیده‌ایم. به همین خاطر در حوزه‌ی ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و برنامه‌ریزی کلان کشور نیاز به این داریم که به یک فهم فرهنگی مشترک برسیم تا برنامه‌های همدیگر را خنثی نکنیم و هم‌کلام و یکدست عمل کنیم.

در پایان انتظار ما این است که نهادهای نظارتی، اعم از مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی انقلاب فرهنگی دست به دست هم داده و با تقویت و بکارگیری اهرم های نظارتی، این قانون بر زمین مانده را به مرحله اجرا درآورند تا آثار مثبت آن در جامعه ظهور پیدا کند.

دكتر روح‌افزا
مدیر طرح، برنامه و تدوين سياست
شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده