Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 101680
گزارش وضعیت و چند سؤال فقهی و عرفی از آیت‌الله امامی کاشانی پیرامون حکم منکر التزام به ضروری‌دین
عمامه‌گذاری و بالعکس
يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۲۰
 
بخش آزار دهنده ماجرای آقای کارشناس مذهبی که ضمناً بخش شق‌ّالقمر برنامه بود مربوط به زمانی است که خواهری محجبه با طرح سؤالی در مورد موضوع جلسه به پا خاست. آقای کارشناس در پاسخ گفت...
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب‌الله، هفته‌نامه یالثارات الحسین(ع) در شماره اخیر خود نامه سرگشاده‌ای را خطاب به آیت‌الله محمد امامی کاشانی منتشر کرده است که متن آن در پی می‌آید:

حضرت آیت‌الله محمد امامی کاشانی دامت برکاته
سلام‌علیکم

با تحیّات و دعای خیر جهت صحّت و سلامت و توفیق افزون جنابعالی،‌احتراماً نظر به مناصب ارشادی و مدیریتی حضرتعالی در جامعه به ویژه شهر تهران، به رسم خیرخواهی و ادای حق مشورت و ارشاد اینجانب در سال ۵۵ش برای ورود به دانش پایه مذهبی، نکات و ملاحظاتی را پیرامون قول و فعل یکی از طلاب(!) سابق برخی مدارس تحت مدیریت آن جناب به استحضار می‌رساند:

در تاریخ ۱۵ بهمن سال جاری(ایام‌الله دهه مبارک فجر) برنامه‌ای با عنوان«ویژه‌برنامه۳۶» حوالی ساعت۷یا۸ بعد از ظهر از شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی پیرامون حجاب پخش شد. کارشناس مذهبی این برنامه یکی از طلّاب(!) بود که سابقا‍‌در یکی از مدارس منتسب به جنابعالی تحصیل علم نموده است. این برادر عمامه به‌سر (که مع‌الاسف باید گفت دریغ از نام با معنویت و متخلّق طلبه) در برنامه مذکور در جایگاه پاسخگویی به پرسش‌های تعدادی خواهر و برادر قرار گرفت و علیرغم تمجید و تحسین اولیه اصل حجاب، متأسفانه در میانه پرسش‌ها، زمانی که یکی از برادران جوانی که سن او اقتضای درک اوایل پیروزی انقلاب را نمی‌کرد و شبهه‌ای داشت مبنی بر آنکه ما در اوایل انقلاب دچار آزمون و خطا شدیم و در بحث حجاب زیاده‌روی داشتیم،جناب عمامه‌به‌سر مذکور به جای پاسخ به شبهه سؤال‌کننده و در تأیید سخن ناروای او می‌افزاید:«الزام عمومی حجاب را فکر می‌کردیم درست است. الان بعد از ۳۶سال می‌بینیم که شاید می‌شد به جای الزام و اجبار به‌حجاب فکر دیگری کرد. اینکه ما و شما رسماً و قانوناً می‌گوییم، حجاب اجباری ، این ، مسئله ایجاد می‌کند» (قابل ذکر است فیلم کامل جلسه مذکور در پایگاه اطلاع‌رسانی شبكه سوم سیما و نزد ما موجود است و عند‌اللزوم حسب‌الامر تقدیم خواهد شد)

حضرت آیت‌الله ، ملاحظه فرمودید چگونه یک عمامه‌به‌سر، در عوض پاسخ به شبهه برادری که تصوّر می‌کرد الزام به حجاب در اوایل پیروزی انقلاب نوعی اقدام نسنجیده و به قول وی «آزمون‌ وخطا» بوده ، خود به تأیید و بلکه تشدید شبهه ، آن هم از تریبون رسانه ملّی مبادرت می‌کند!
«از قضا سرکنگبین صفرا فزود»

حضرت آیت‌الله ، جنابعالی به‌عنوان فقیهی متبحّر و انقلابی، خود بیش از همه ما واقفید که قوانین انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) بر مبنای فقه-که همانا تئوری اداره بشر از گهواره تا گور است- مدوّن و اجرا شد و نه همانند انقلاب‌های انفجاری سر در گم که تحقّق پیروزی آن، در واقع آغاز آزمون و خطای آن‌ است. آیا اگر حکومتی فاقد قوّه قهریه و الزام برای اجرای قانون باشد اساساً صدق واژه حکومت بر آن امکان پذیر است و مگر نه آن‌که اساساً فلسفه عملی حکومت اجرای قانون است؟!

وانگهی، به‌فرض آن که به قول این آقای عمامه ‌به سر، «اینکه ما رسماً و قانوناً بگوییم، حجاب اجباری» مسئله ایجاد کند. آیا جای ایراد شبهه و زیر سؤال بردن قانون در عمومی‌ترین تریبون کشور (تلویزیون) است یا محافل علمی و فقهی و تقنینی‌ ؟!

- «عمامه ‌به‌ سر» موصوف، در ادامه برنامه ، در پاسخ به اعتراض جوانی که می‌گوید؛ امیر المومنین علیه‌السلام در دوره زمامداری ۵ ساله خود از مردم کوفه به دلیل اختلاط زن و مرد شکوه کرده است. می‌گوید: امیرالمومنین(ع) حجاب به این معنا اولویتشان نبوده!‌خود شما می‌گویید شکوه. در‌حالی‌که امیرالمومنین(ع) دست سارق را قطع می‌کرد، اما از این عمل مردم کوفه (فقط) شکوه کرده است!!

حضرت آیت‌الله ، همانگونه که مستحضرید متن بیان امیر‌المومنین(ع) در خطبه چهارم خطاب به مردم کوفه چنین است: «آیا حیا ندارید و غیرت نمی‌ورزید که زن‌های شما به بازارها می‌روند و با جوانان قوی و خوش‌هیکل روبرو می‌شوند؟»

آیا این نهیب غیرت‌انگیز با عبارت استفهام انکاری صرفاً یک گلایه است که اولویتی ندارد در نظر حضرت امیر(ع)؟!

آیا فی‌الواقع بریدن دست دزد و نهیب ونهي مؤکّد حضرت امیر(ع) از اختلاط ، ‌این دو از یک مقوله و یک سنخ هستند که بتوان میان آن دو مقایسه کرد و بی‌اهمیتی حکم حجاب را نتیجه گرفت! «از قیاسش خنده آمد خلق را / همچو خود پنداشت صاحب دلق را»
شاید آقای عمامه‌به‌سر به اصطلاح کارشناس توقّع داشتند امیرالمؤمنین(ع) به‌حضرت عباس قسم بخورد که بابا به پیر به پیغمبر ، به حضرت عباس(ع) حجاب اولویت و اهمیت دارد و یا آنکه -نستجیربالله- حضرت دستور بدهند از دم ، از صغیر و کبیر و زن و مرد، همه بازار رفته‌های کوفه را گردن بزنند تا آقای کارشناس شیرفهم شود که نکند حجاب در نظر امیرالمؤمنین اهمیت داشته است و الّا هر عوام‌الناس «هیچ شناسی» با همان درک راست و ‌حسینی و ساده خود می‌فهمد که وقتی حضرت از اختلاط زن و مرد عتاب خشم‌آلود می‌کند حتماً رعایت عفت و عدم اختلاط زن و مرد را ضروری می‌شمارد؛ مگر آنکه شیله‌پیله‌ای در کار باشد و کسی بخواهد روی کلام امیرالمومنین پشتک واروی کارشناسانه بزند، ‌شاید بتواند منظور حضرت را وارونه جلوه دهد، که در این‌صورت باید گفت دَم مردم کوفه گرم که بدون بوق و کرنا و توجیهات کارشناسانه،‌ فقط دستور حضرت را می‌زدند به طاق و از زیر بار انجام آن شانه خالی می‌کردند!

- مشارالیه موصوف، در ادامه و در بخش دیگری از سخن می‌گوید:«وقتی ما از نهی از منکر حرف می‌زنیم باید این منکر برای جامعه جا افتاده باشد. اگر بی‌حجابی یا بدحجابی به‌عنوان یک منکر جا نیفتاده باشد اصلاً نهی از منکر جایی ندارد. اگر من می‌خواهم نهی از منکر عمومی اتفاق بیفتد ، یک روانشناس بیاید کراواتی و من آخوند نه ؛ اگر او بگوید جا نمی‌افتد؟ اگر تبیین شد آن وقت معنا پیدا می‌کند.»

آیا متوقف کردن امر به معروف و نهی از منکر به پذیرش جامعه ریشه شرعی و قانونی دارد؟!

آیا واجب الهی نهی از منکر را به بهانه این که جامعه منکر را منکر نمی‌شناسد می‌توان تعطیل کرد؟ وانگهی مگر فلسفه امر‌به‌معروف و نهی از منکر، تلاش برای شناساندن معروف و منکر در جامعه نیست؟ آیا وظیفه امر به معروف و نهی از منکر مؤمنان موکول به دُر فشانی یک روانشناس کراواتی است؟! و واقعاً فقط اگر روانشناس کراواتی به جامعه بگوید فلان‌ چیز منکر است ، جا می‌افتد؟ آیا گوینده این سخن مطمئن است که کشور جمهوری اسلامی را با آمریکا و کفرستان فرنگ اشتباه نگرفته است؟!

بخش آزار دهنده ماجرای آقای کارشناس مذهبی که ضمناً بخش شق‌ّالقمر برنامه بود مربوط به زمانی است که خواهری محجبه با طرح سؤالی در مورد موضوع جلسه به پا خاست. آقای کارشناس در پاسخ گفت: «من نگفتم حجاب ظلم به زنان است. می‌گویم الزام به حجاب و توقع اینکه فقط زن حجاب را رعایت کند ظلم به‌زنان است. ما به مرد کاری نداریم و فقط زورمان به زن می‌رسد ... آیا نمره جمهوری اسلامی امروز در راستگویی، در نظم، در وجدان کاری ، در وفای به‌عهد ، در صداقت، در حق مردم نخوردن ، ‌نمره بدتری است یا نمره حجاب؟ این را صادقانه جواب بدید.»

خواهر مذکور با کمال صداقت و بدون رو در بایستی گفت: «در حجاب نمره ما بدتر بوده» آقای کارشناس مذهبی که از این صراحت لهجه و صداقت و پاسخ غیر منتظره یکه خورده بود ، به خواهر سؤال کننده گفت: «من دیگر با شما حرفي ندارم.» ضمناً آقای کارشناس ، خواهر پرسش کننده، را پس از ادای پرسش برای استنطاق و مثلاً ضایع کردن، سر پا ایستاده نگه داشت و با او مجادله کرد، ‌غافل از آنکه «ان‌لله یدافع عن الذین امنوا ...»

- به ‌یقین زشت‌ترین و توجیه‌ناپذیرترین بخش برنامه مذکور اواخر جلسه بود جایی که شخص موصوف (به قول مجری سیما کارشناس مذهبی) به جملاتی از متن سخنان رهبر بزرگوار انقلاب برای مصادره به‌مطلوب نظر رهبری به نفع مغالطات پیش گفته استشهاد کرد و گفت: «تمام عرض من همین فرمایش آقاست» توضیح آن که فرمايش رهبر معظم در بخشی که استشهاد و استناد شد ، در مورد تعاطف و برخورد کریمانه با زنانی بود که احیاناً نقص بدپوششی دارند ، اما نباید توسط متدیّنان یکسره طرد شوند و بلکه بعکس باید در صدد جذب و رفع نقص آنان بود. البته در ادامه فرمایش رهبر بزرگوار انقلاب صریحاً‌ ذکر شده که: «البته نهی از منکر هم لازم است»

خب، این هم از آخرین دسته‌گل آقای «عمامه ‌به‌ سر» ما که «کلوا و اشربوا را بسی گوش کرد/ ولا تسرفوا را فراموش کرد!» و یا به بیان متین قرآن همان «نؤمن ببعض و نکفر ببعض»

حضرت آیت‌الله، غرض این کمترین از تصدیع اوقات آن فقیه بزرگوار ایجاد تکدّر خاطر و رنجش نبود ، بلکه یاد سابقه آن جوش و خروش دردمندانه و انقلابی حضرتعالی به جهت تباه شدن احکام شریعت در سال‌های اولیه دهه پنجاه (جلسات مکتب الهادی- ع-) ما را به این تصدیع واداشت.

حضرت آيت‌الله امامی ، امروز نیز «الکلام ، الکلام» شوربختانه جریانی درحال برنامه‌ریزی برای بازآفرینی شرایط همان سال‌های قبل از انقلاب می‌باشد و متأسفانه اینگونه اقوال و افعالس که مذکور افتاد ، خواسته یا ناخواسته در جهت همان هدف جولان می‌کند. یعنی همان دندان پر سمّ مهلک مار لیبرالیسم و اباحی‌‌گری که می‌خواهد زهر کشنده خود را به پیکره جوان انقلاب تزریق کند.

و نهایتاً‌ طرح سه سؤال از محضر آن فقیه بزرگوار که به هر صورتی صلاح می‌دانند پاسخ عنایت فرمایند.

۱- آیا «رعایت حجاب» ضرورت دین است؟
۲- حکم «منکر التزام به ضروری دین» در شرع مقدس چیست؟
۳- با توجه به سنت مبارک عمامه‌گذاری طلاب توسط مراجع عظام و علمای اعلام «اَیَّدهم‌الله‌تعالی» نظر حضرتعالی در مورد عمامه برداری از کسانی که شأن این کسوت را رعایت نکنند چیست؟

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
ارادتمند قدیم‌العهد، عبدالله ملّا پور