Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 128212
پنج سکانس نزدیک از اکران فیلم مفتضح فرهادی
«فروشنده» با حقه کثیف چه کسی اکران می‌شود؟!
شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۲۱
 
شما سیاسیونی که سال گذشته برای حفظ و اعتلای آبروی نظام جمهوری اسلامی فیلم محمد(ص) به کارگردانی مجید مجیدی را به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی کردید می‌توانید فیلم فروشنده را به آکادمی اسکار معرفی کنید که مصداق ولنگاری فرهنگی است؟!...
سکانس اول – تلاش برای نماینده اسکار شدن و اکران عمومی گسترده

پایگاه خبری انصارحزب‌الله: در دو شماره قبلی یالثارات، خط داستانی فیلم «فروشنده» را قبل از هر اکران خصوصی و عمومی منتشر کردیم و به محض انتشار خط روایی فیلم، گویی چوب را برداشته باشیم و گربه دزدان حساب کار دستشان آمده باشد.

اکران فیلم فروشنده مصداق ولنگاری فرهنگی است، دوسیه‌اش مفتوح شده و قابل بسته شدن نیست، مگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پروانه نمایش فیلم را ابطال کند و به نگرانی امت شهید پرور و خانواده‌هایی که نگران اوضاع نابسامان فرهنگی در سینما هستند، خاتمه دهد.

اما نکته جالب این است که قرار بود محتوای فیلم فروشند به صورت جزئی افشا نشود تا به اصطلاح سازندگان و پخش کننده، فیلم «فروشنده» مشکلی در اکرانش نداشته باشند. فیلم فروشنده پس از اردیبهشت ماه آماده اکران بود و علی سرتیپی(مدیرموسسه فیلمیران) شرایطی را فراهم کرده بود که فیلم «فروشنده»، از ۱۵ مرداد در سینماهای سراسر کشور اکران شود تا مقدمات پرفروش شدن، و ارسال فیلم به آکادمی اسکاربه نمایندگی از ایران، آسان‌تر شود.

اما سازندگان می‌دانستند که به دلیل التهاب محتوایی« فروشنده» اگر فیلم در مردادماه اکران شود، با فشار افکار عمومی و رسانه‌ها، فروشنده به آکادمی اسکار معرفی نخواهد شد.

حتی تصمیم داشتند که فیلم را درپایان شهریور اکران کنند و بعد در عرض یک هفته فیلم را به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی کنند. لازم به ذکر است که هر فیلمی که به آکادمی اسکار معرفی می شود باید یک هفته کامل در کشور مورد نظر اکران شده باشد. ضمن اینکه تا تاریخ چهارم مهرماه فیلم به آکادمی اسکار معرفی شود. پخش کننده در نظر داشت با رندی فیلم را در بیست و هشتم شهریور اکران کند و ظرف یک‌هفته پرونده ارسال فیلم به آکادمی اسکار بسته شود.

اما صاحبان فیلم فروشنده این روش را نپسندیدند چون هدف از اکران عمومی صرفا معرفی به اسکار نیست و بخش اعظمی از فروش داخلی به حساب کارگردان می رود و الکس مالگه صهیونیست (تهیه کننده فیلم) سودش را از فروش خارجی فیلم برداشت خواهد کرد. پخش کننده حتی این احتمال را داد که ممکن است فیلم ظرف همان یک هفته ابتدایی با مخالفت گسترده مردم دلسوز انقلابی مواجه شود و با خواست عمومی مردم، فیلم از پرده سینما پایین آید، بنابراین تصمیم گرفتند ظرف روزهای انتهایی شهریور و هفته اول مهرماه فیلم را اکران کنند.

اما اصغر فرهادی مثل «سعید سهیلی» و «حسین فرحبخش» در مواجهه با چنین التهاباتی موضع انفعالی ندارد، بلکه حیله‌گرانه‌تر رفتار می‌کند. اصلی‌ترین کاری که انجام دادند این بود که جلسه عقلایی برای اکران فروشنده تشکیل دادند که از چه حقه و ترفندی استفاده کنند و دست به دامن چه کسی شوند.

سازندگان به این نتیجه رسیدند که پای یک نهاد ارزشی و انقلابی را وسط بیاورند و به این ترتیب با مشارکت یک نهاد انقلابی... به سلامت از مسیر پر از سنگلاخ اکران فروشنده عبور کنند و بدین ترتیب با یکی از مدیران ارشد نهاد انقلابی وارد مذاکره یا به تعبیری بهتر معامله شدند.

سکانس دوم - آقای مدیر ارشد در نهاد انقلابی

یکی از ترفندهای عجیب و اجرایی مدیر ارشد نهاد انقلابی «م.ح»، (طرف مذاکره و معامله فیلم فروشنده) چهار سال قبل این بود که با هدف تقویت جبهه فرهنگی انقلاب و تبادل نظر بیشتر با نویسندگان فرهنگی رسانه‌های انقلابی، مراسمی هفتگی با عنوان صبحانه کاری را راه اندازی کرد و با نیروهای تاثیر‌گذار جبهه فرهنگی انقلاب رابطه صمیمانه و نزدیکی برقرار کرد.

این صبحانه‌های کاری در قدم نخست به این مهم منجر شد که کلیه انتقادات وارده به نحوه عملکرد نهاد انقلابی در رسانه‌های تاثیر گذار حذف شود و پس از مدتی طی یک قرارداد نانوشته، بخش اعظمی از اعضای گروه صبحانه‌کاری، جذب نهاد انقلابی شدند و سِمت‌های مختلفی به آنان واگذار شد. طرح تشویقی پنهانی که موجب شد رسانه‌های انقلابی از خیل نویسندگان موثر خالی شود و البته باقیمانده‌های فعال همچنان تحت سیطره و نفوذ «م.ح» فعالیت می‌کنند.

البته سایر اعضای کمتر موثر گروه صبحانه‌های کاری از این نهاد انقلابی توقع داشتند مانند سایرین از الطاف مدیر ارشد بهره ببرند که با الطاف کوچکتر دهان باقیمانده‌ها همچنان بسته ماند. تصور کنید که بازوی پر واکنش بخش فرهنگی برخی رسانه‌های انقلابی که جنب و جوش تحرک فراوانی داشت، ناگهان خاموش شد. یکی مدیر بخش مستند شد، دیگری مجله‌دار، دیگری سایت‌باز و سایت‌دار و دیگری فیلمنامه نویس و هر چه عنوان خالی بود به گروه نویسنده‌های موثری داده شد.

سکانس سوم – تحریم فیلم ها حقه یا حقنه؟!

نهاد انقلابی در یک اقدام انقلابی در سال ۱۳۹۲ اقدام به تحریم و عدم نمایش ۶ فیلم در سینماهایش کرد. «برف‌روی کاج‌ها» به کارگردانی پیمان معادی،«بی خود و بی‌جهت» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، «پذیرایی ساده» به کارگردانی مانی حقیقی، «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرم‌پور، «من همسرش هستم» به کارگردانی مصطفی شایسته و «من مادر هستم» به کارگردانی فریدون جیرانی در سینماهای نهاد انقلابی نمایش داده نشدند و همین موضوع سبب شد مستقل از وزارت ارشادی که در ۲۰ ساله اخیر به وادادگی مبتلاست، سینماگران کمتر خط قرمزها را دور بزنند.

اما آیا این حرکت نهاد انقلابی در مواجه با وزارت ارشاد وقت، نوعی تسویه حساب سیاسی بود؟ بانی این حرکت آقای مدیر ارشد بود اما همین آقای مدیر ارشد پس از اینکه نویسندگان پر توان انقلابی را از داخل رسانه‌های موثر جمع و جذب کرد با فیلمسازان تحریمی وارد مذاکره شد.

امسال فیلم مبتذل ۵۰کیلو آلبالو در سینماها اکران شد فیلمی که پخش کننده‌اش نهاد انقلابی مذکور بود، ضمن اینکه قرار و مدار بستن قرار داد پخش نسخه دی وی دی این فیلم با مدیر ارشد نهاد انقلابی بسته شده بود. پس از اینکه نمایش فیلم با دستور وزیر متوقف شد، تمام سینماهای نهاد انقلابی اقدام به پخش دو برابر فیلم اژدهاوارد می‌شود مانی حقیقی کارگردان پنجاه کیلو آلبالو کردند.

در واقع مدیر ارشد طی معامله‌ای با یکی از فیلمسازان تحریمی سال ۱۳۹۲ داشت حرکت ظاهرا انقلابی خود را در سال ۱۳۹۲ جبران می‌کرد چون مانی حقیقی در لیست تحریمی‌های نهاد انقلابی بود. مثال دیگر این ماجرا به فیلم استراحت مطلق عبدالرضاکاهانی باز می‌گردد. کاهانی در لیست تحریمی‌های سال ۹۲ بود اما فیلم مبتذلش استراحت مطلق، دو سال پس از آن تحریم‌ها، به صورت گسترده‌ای در سینماهای این نهاد انقلابی اکران شد.

حالا هر کدام از تحریمی‌های لیست سیاه ۱۳۹۲ فیلمی بسازد نهاد انقلابی، قطعا با ضریب بیشتری در سینماهایش آنرا اکران می‌کند و آقای مدیر ارشد دارد موضع‌گیریهایش در گذشته را به صورت پنهانی جبران می‌کند و از طرفی رسانه‌های تاثیرگذار آنچنان واکنشی نشان نمی‌دهند. واقعا شش فیلم تحریمی در ترویج اباحه‌گری و ولنگاری فرهنگی قطعا از فیلم فروشنده ذره‌ای نمی‌توانند پیشی بگیرند.

سکانس چهارم – برخورد نزدیک از نوع سوم آقای مدیر ارشد و فروشندگان فروشنده

آقای مدیر ارشد در بخشی از تحرکات جدید خود توانسته است نبض تحرکات رسانه‌های انقلابی را با جذب بخش اعظم نویسندگان انقلابی در مشت بگیرد و در مشت دیگرش نبض بازار اکران سینمایی را با تحت تکفل قرار داشتن سینماهای این نهاد انقلابی در دست دارد. طبیعی است که پخش کننده فروشنده تحت تاثیر نظرات شورای گروه لواسان( مافیای سینما) سراغ آقای مدیر ارشد برود و در تعاملی بسیار آسان بر سر توافق فیلم پلید فروشنده به توافق برسند.

اواخر هفته گذشته اعضای اصلی جذب شده رسانه‌ای این نهاد و اعضای جذب نشده در سه جلسه نمایش در سینمای نهاد انقلابی گرد هم آمدند و آقای مدیر ارشد دستور داده‌اند که نویسندگان موثر رسانه‌های انقلابی فیلم را ببیند و نقدهای خود را در رسانه‌هایشان درج نکنند و با مدیران نهاد انقلاب در صبحانه کاری در میان بگذارنند.

در این متن به هیچ عنوان قصد نداریم نویسنده و یا روزنامه‌نگاری را زیر سئوال ببریم که چرا در اکران فیلمی که مروج بی غیرتی است با نهاد انقلابی‌نما همکاری دارند. بالاخره روزنامه نگاران حوزه فرهنگ مظلوم‌ترین، در میان تمام دیگر بخش‌های روزنامه نگاری هستند (و کسانی که جذب این نهاد شدند و قلم خود را بازنشسته کرده‌اند) قطعا نیاز بیشتری به روزی دارند و گیر همین چند روز زندگی دنیوی خود هستند و این متن قصد اتهام زنی به همکاران جذب شده توسط این نهاد انقلابی را ندارد. منتها نکته جالب این است که طرفی که قصد دارد فیلم فروشنده را در سطح گسترده در سینماهای تحت مدیریت این نهاد انقلابی اکران کند سوراخ دعا را به خوبی پیدا کرده است.

شاید اگر در هیاهوی این همه تئاتر مبتذلی که روی صحنه می رود و این همه فیلم اجتماعی نمای ضد مردمی که روی پرده سینماها می رود کمتر رسانه انقلابی واکنش نشان می‌دهد به همین دلیل که بهترین و فعالترین نویسندگان جبهه فرهنگی بخش فرهنگی‌اش جذب میزهایی شده‌اند که مدیر ارزشی‌نمای نهاد انقلابی به آنان پیشنهاد کرده است.

سکانس پنجم – حقه بنفش برای اسکار!

با همه توصیفات مندرج این سئوال پیش می آید که باید از مسئولان فرهنگی دولت بنفش بپرسیم، شما سیاسیونی که سال گذشته برای حفظ و اعتلای آبروی نظام جمهوری اسلامی فیلم محمد(ص) به کارگردانی مجید مجیدی را به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی کردید می‌توانید فیلم فروشنده را به آکادمی اسکار معرفی کنید که مصداق ولنگاری فرهنگی است؟!

این سئوال بزرگی است که باید نمایندگان مجلس از فرزند آیت‌الله جنتی بپرسند؟ چون فیلمی که به عنوان نماینده ایران معرفی می شود و از جانب حاکمیت به آن آکادمی معرفی می‌شود باید در سطح استانداردهای اخلاقی و عرفی جمهوری اسلامی باشد که متاسفانه فروشنده در آن سطح نیست و مصداق ولنگاری فرهنگی است.


منبع:هفته‌نامه یالثارات‌الحسین علیه‌السلام