داخلی سياسی خبر
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 86956
۱۰ نظر
آیا جمهوری اسلامی ایران تابع هنجارهای تجویزی آمریکاست؟
درباره رفتار دولت نسبت به انتخابات مصر و سوریه
سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۳
 
ممکن است تبریک به بشاراسد با وقفه ۴ روزه از سوی رئیس جمهور یک کشور در آمریکای جنوبی یا آفریقای مرکزی سوال برانگیز نباشد اما قطعا این تاخیر از سوی رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران دارای پیامهای واضحی است...
پایگاه خبری انصارحزب الله - «حسن روحانی» بالاخره پس از ۴ روز ، به «بشار اسد» برای پیروزی درانتخابات ریاست جمهوری عربی سوریه تبریک گفت. وی همچنین ترجیح داد به جای اجابت دعوت «عبدالفتاح السیسی» ، برای شرکت در مراسم تحلیف ریاست جمهوری مصر، سطح حضور در این دیدار را به معاون وزیر خارجه تقلیل دهد. از دیگر سو «حسن روحانی» روزگذشته ، دوشنبه به ترکیه سفر کرد تا با رئیس جمهور این کشور دیدار داشته باشد.

البته دیدار با رئیس جمهور یک کشور همسایه ، آن هم جمهوری لائیک ترکیه ، قطعا در صورت عدم تقارن با سایر وقایع موجود در تقویم دستگاه دیپلماسی یک امر عادی محسوب می شود اما به دلایلی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد ، ترجیح می دهیم آن در کنار رخدادهای متقارن با آن قرار داده و به تحلیل و ارزیابی آن بپردازیم.

«دولت عایق» ترکیه به عنوان یکی از هم پیمانان شبکه اخوان المسلمین ، با اشاعه تئوری احیاء سرزمین های خلافت اسلامی ، پویش های امنیتی منطقه ای خاورمیانه را به شدت به ضرر جمهوری اسلامی ایران خدشه دار کرد که حداقل دامنه آن عبارت بود از عمیق شدن بحران درخاک جمهوری عربی سوریه وتغییر مواضع انتحاری «حماس» به عنوان سرفلسطینی اخوان المسلمین که در مجموع نقشه پیچیده ای را در منطقه و در راستای دموکراسی سازی تجویزی آمریکا پیاده می کرد.

بدین ترتیب جمهوری ترکیه علاوه بر آتش افروزی در سوریه ، در مقابل سقوط مرسی نیز در کنار آمریکا قرار گرفت و دریک موضع مشابه سرنگونی مرسی را غیر دموکراتیک و کودتا خواند و به همین دلیل هم ، اکنون ارتباط دیپلماتیک این کشور با جمهوری عربی مصر قطع و اردوغان نیز به مراسم تحلیف «عبدالفتاح السیسی» دعوت نشد.

ممکن است تبریک به بشاراسد با وقفه ۴ روزه از سوی رئیس جمهور یک کشور در آمریکای جنوبی یا آفریقای مرکزی سوال برانگیز نباشد اما قطعا این تاخیر از سوی رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران دارای پیامهای واضحی است که در کنار عدم حضور روحانی در مراسم تحلیف «عبدالفتاح السیسی» و ایجاد تقارن زمانی برای سفر به جمهوری ترکیه به عنوان یکی از بازیگران صف اول معارضه در سوریه و دولت جدید مصر شفافیت بیشتری می یابد.بنابراین با قرار گرفتن واکنش «حسن روحانی» نسبت به دو رخداد منطقه ای در یک چارچوب ، چه بسا هردو عکس العمل فوق منطبق بر هنجارهای تعریف شده از سوی هژمون یعنی ایالات متحده آمریکا ارزیابی شود.

اثبات این ادعا نیاز به تبیین بیشتری دارد که بازخوانی تاریخی لازمه آن است ، مثلا «محمد مرسی» ۴۰ روز پس از آنکه رئیس جمهور مصر جدید شد همکاری وسیع امنیتی با اسرائیل را آغاز کرد. او دراجلاس اضطراری سازمان همکاری اسلامی در مکه ، اجلاس شانزدهم جنبش غیرمتعهدها در تهران ، سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل و دوازدهمین دور اجلاس سران کشورهای اسلامی ، به تاسیس کشور فلسطینی در کنار کشور اسرائیل در مرزهای ۱۹۶۷ رای داد و به تعلیق عضویت جمهوری عربی سوریه در سازمان همکاری اسلامی و دستگاه‌های تخصصی و سازمانهای وابسته به آن نیز رای مثبت داد. او «عاطف سالم سید الاهل» را به همراه نامه ای که در رسانه ها به «فدایت شوم» مشهور شد به عنوان سفیر جدید مصر در اسرائیل نزد شیمون پرز رئیس جمهور این رژیم جعلی فرستاد.

«محمدمرسی» تمام مراودات جمهوری مصر و جمهوری عربی سوریه را قطع کرد ، سفارت سوریه در قاهره را تعطیل و نمایندگان خود از دمشق را نیز فراخواند. وی همان روز در مراسم سلفی – وهابی «حمایت ملت مصر از انقلاب سوریه» شرکت کرد و از شورای امنیت نیز خواست که با ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه موافقت کند و از حزب‌الله لبنان نیز خواست که فورا نیروهای خود را ازسوریه خارج کند. او در این مراسم درحالی به انجام دو‌رافتخار دربین خیل تکفیری‌ها پرداخت که این جمع درحضور او بی‌شرمانه ترین توهین‌ها را نثار شیعیان و حزب الله کردند و شیعیان را نجس خواندند.

با این وصف ۱۲تیرماه ۹۲ ، «محمد مرسی» رئیس جمهور اخوانی مصر در پایان فرایند تولید شده از بی کفایتی- توهم شخص رئیس جمهور و بحران سازی امنیتی از سوی جریانهای معارض داخلی و جریان ایدئولوژیک رقیب اخوان المسلمین در عربستان سعودی ، سر انجام زیر فشار اعتراض ۱۷ میلیونی مردم درخیابانها و اجبار ارتش- که برخی آن را کودتا خواندند- از مقام ریاست جمهوری خلع شد.

از تاریخ سرنگونی مرسی ، شبکه اخوان المسلمین اقدام به سنگربندی مساجد وخیابانها با محوریت ، میدان رابعه العدویه نمود. هواداران خود را مسلح کرد و حتی برای مقابله با ارتش و مخالفان از منجنیق استفاده کرد. در این میان دهها تکفیری مسلح از اتباع کشورهای بیگانه و انواع سلاح از گروه اخوان المسلمین کشف شد. همزمان محمد برادر ایمن الظواهری امیر کل القاعده و معاونش در استان جیزه دستگیر شدند و طی چند مرحله به اعتراف تشریحی درباره همکاری مخوف خود با اخوان المسلمین برای به آشوب کشیدن صحرای سینا اعتراف کردند. در این میان البته سازمان اطلاعات مصر و عناصر باقی مانده حکومت مبارک با استفاده ازجریان رسانه ای اقدام به انتشار گسترده اسنادی می کردند که بر اساس آن ، مثلث اخوان المسلمین ، حماس و القاعده با قصد ایجاد آشوب در صحرای سینا همکاری می کردند.

اما با سرنگونی مرسی «باراک اوباما» ، یک حکومت دموکراتیک و ظاهرا اسلامی – انقلابی که در عین حال حافظ منافع آمریکا- اسرائیل بود را از دست داد و بدین ترتیب نگرانی خود را از سلامت مرسی اعلام داشت و تهدید کرد درصورتی که آسیبی به اعضای دولت فعلی مصر وارد آید ، در اعطای کمک‌های ۱٫۳ میلیارد دلاری سالانه خود به مصر تجدیدنظر می‌کند.

«جان مک‌کین» و «لیندزی گراهام» دو نماینده مجلس سنای آمریکا که برای میانجی‌گری بین ارتش و اخوان‌المسلمین به مصر سفر کردند ، اقدام ارتش در برکناری محمد مرسی رئیس‌جمهور پیشین مصر را «کودتا» خواندند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی شدند. البته دولت آمریکا طی یک اقدام زیرکانه هیچ گاه پل های پشت سرش را خراب نکرده و تا کنون از بکاربردن عبارت «کودتا» درباره برکناری مرسی خودداری کرده است زیرا اگر از برکناری مرسی به عنوان کودتا یاد کند ، باید براساس قوانین خود کمک‌های نظامی به این کشور را قطع کند.

با همه این احوال به نظر می رسد صرف نظر ازاینکه آیا ریاست جمهوری السیسی تامین کننده منافع جمهوری اسلامی ایران هست یا نیست ، باید یک مرور آماری نیز داشته باشیم و بر اساس آن به خود مصری ها اجازه بدهیم که در مورد مشروع بودن یا نبودن سرنگونی مرسی تصمیم بگیرند. براین اساس به خاطر داریم که مشارکت عمومی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از سقوط حسنی مبارک ، دو مرحله ای شد که در دور دوم با مشارکت۵۱٫۸۵٪ مصری ها همراه بود. همچنین به خاطر داریم که دردور دوم انتخابات اول ، «محمد مرسی» با کسب ۱۳۲۳۰۱۳۱ رای از۲۶۴۲۰۷۶۳ آراء ماخوذه یعنی معادل ۵۱٫۷۳٪ رئیس جمهور منتخب مصر شد.حال آنکه در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری «مصر پس ازخیزش» مشارکت عمومی به ۴۶ درصد کاهش یافت ، اما ژنرال السیسی با کسب ۲۳۲۶۴۳۰۶ رای از ۲۵۰۳۹۳۷۸ ماخوذه ، ۹/۹۲ % آراء در مرحله اول انتخابات با قاطعیت رئیس جمهور شد.

اختلاف آماری پیشین ، مبنای نتیجه گیری کسانی است که با استناد به آن تلاش می کنند بگویند پس از سرنگونی شبه کودتایی مرسی در مصر از مشارکت عمومی کاسته شده و «عبدالفتاح السیسی» نیز از مشروعیت برخوردار نیست.اما یک واقعیت پنهان در این بین وجود دارد و آن اینکه ژنرال «السیسی» ۱۰۰۳۴۱۷۵رای بیشتر از مرسی بدست آورده ، یعنی او موفق شده به رغم کاهش ۶ درصدی مشارکت ، ۹/۹۲ % از آراء مصری ها را به خود اختصاص دهد!.

هرچند در این مدت گزارش های متعددی منتشر شده که با مقایسه آماری و ارائه برخی شواهد سعی دارند انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از برکناری مرسی را غیر شفاف و آمار وزارت کشور را دروغین قلمداد کنند. اما همه این گزارش ها از سوی پایگاههای مخالف مثلا پژوهشگاه «المرصد العربى للحقوق والحریات» ارائه شده که منتقد دولت مصر است و میزان مشارکت را کمتر از ۱۲درصد اعلام کرده و یا «المرکز المصری لدراسات الإعلام والرأی العام» که رقم مشارکت مردمی را به کمتر از ۸ درصد تنزل داده است.

اما این یک واقعیت فراموش نشدنی است که یک سال پیش ،۱۷ میلیون مصری به خیابانهای این کشور آمدند و خواستار برکناری او از ریاست جمهوری بودند که این رقم ۴ میلیون بیش از تعداد حاضر در خیزش اول مصر بود. بنابراین با عطف به رویکرد فراملی گرایانه و توهم آلود یک ساله دولت اخوانی مرسی که اتفاقا از حمایت بی شائبه آمریکا و اسرائیل نیز برخوردار بود باید گفت ، اخوانی های تازه به حکومت رسیده مصر نه تنها مشکلات و آلام مصر را تسلی نبخشیدند بلکه با یک شیب فوق تند ، «امنیت» را نیز به سیاه چاله فرستادند تا امروز «عبدالفتاح السیسی» بر موج نخستین مطالبه مصری ها یعنی «تامین امنیت» سوار شود. با لحاظ همین نکته می توان نتیجه گرفت که وقتی پای «امنیت» در میان باشد ، مردم بازگرداندن و حفظ آن را به هرتغییر دموکراتیکی ترجیح می دهند.

- با این وصف این سوال مطرح می شود که دلیل بی اعتنایی رئیس جمهوری اسلامی ایران به انتخابات روسای جمهور در سوریه و مصر چیست؟

- برخی در پاسخ به سوال بالا استدلال می کنند که چون مرسی رئیس جمهور قانونی مصر بوده و توسط ارتش از سمت خود برکنار شده ، بنابراین شناسایی دولت جدید که برخواسته از کودتاست حتی اگر به نفع جمهوری اسلامی نیز باشد پایه گذار یک بدعت در آینده خواهد بود که سرنگونی حکومت ها ی قانونی بواسطه غلبه و زور را به عنوان یک رویه تبدیل به عرف خواهد کرد.

- در پاسخ به این استدلال باید گفت ، اولا با این استدلال سرنگونی حسنی مبارک نیز یک عمل غیر قانونی و نا مشروع بود ، چون او نیز رئیس جمهور قانونی مصر محسوب می شد و دوم اینکه مگر حضور معاون آفریقا و عربی وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران در مراسم تحلیف معنایی به غیر از به رسمیت شناختن دولت جدید مصر دارد ؟

براین مبنا باید پرسید اگر دغدغه «ذبح دموکراسی» مطرح است چرا به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سوریه که در یک شرایط دموکراتیک برگزار گردید بی اعتنایی شد؟ آیا «بشار اسد» هم با کودتا رئیس جمهور شد؟

با این وصف آیا باید رفتار دولت جمهوری اسلامی ایران را نوعی همسویی با الگوی ترسیم شده توسط ایالات متحده آمریکا دانست که در مصر سرنگونی دولت بی کفایت مرسی را به صرف اینکه تامین کننده منافع اسرائیل بوده تقبیح کرد؟ یا آنکه باید بی اعتنایی به پیروزی «بشار اسد» را در همین راستا قلمداد نمود؟ انتخابات دموکراتیکی که چون نتیجه آن تداوم بخش تغییر پویش های امنیتی منطقه ای به ضرر رژیم صهیونیستی است  کم ارزش ارزیابی شد.

احمد گرد قلعه
۱۳۹۳-۰۴-۰۷ ۱۵:۰۸:۴۶
فقط بشار اسد
مردم بیسواد
۱۳۹۳-۰۳-۲۳ ۰۰:۲۱:۴۱
سوال آیا واقعآ اینجا روحانی کاره ای هست یا نه ؟ یا تصمیم برای هرکاری در جمع دیگری که روحانی هم عضوی از ان جمع هست گرفته می شود ؟ با توجه به پیچیدگی حوادث موجود در این چند ماه و چند سال اخیر به نظر می رسد تصمیم گیری در سیاست خارجی نیاز به مشاوره و خرد جمعی افراد دارای شرایط را لازم دارد . در هر حال حفظ چهار چوب انقلاب و مملکت از وظایف مسئولین تراز اول و تصمیم گیر را دارد که قطعآ روحانی هم می تواند در آن نقش دادشته باشد.
حسن
۱۳۹۳-۰۳-۲۱ ۱۷:۰۹:۱۷
ازکسانی که شعار زنده بادمخالف من سرمی دهند
انتطار می روداین تحلیل ها رامطالعه وبه ان پاسخ دهند
ویاازهارت وپورت غرب در حال زوال نترسندومارابه دوره
سیاست تنش زدایی برنگردانند
مدافع
۱۳۹۳-۰۳-۲۱ ۱۲:۵۱:۲۰
نظریه جدیدی درباره تحولات منطقه و ورود ایران در این عرصه در متن دیده شد که نیاز است دولتیان و دست اندرکاران سیاست خارجه به اینگونه تحلیل ها نیز با دقت توجه کنند و آن را در تدوین سیاست خاجه کشورمان بکار گیرند
از نویسنده مطلب نیز تشکر می شود
۱۳۹۳-۰۳-۲۱ ۱۱:۲۶:۱۳
به نظر من مطالب متن به واقیت نزدیک است.
ایرانی
۱۳۹۳-۰۳-۲۱ ۰۷:۲۲:۰۵
شما در سیاست دخالت نکنید بهتره
عباس
۱۳۹۳-۰۳-۲۰ ۱۸:۴۴:۳۹
نکات بسیار ارزشمند ومطالب پر باری را اشاره کردید .ممنون از زحمات تحلیل های خوبتان
آرتا
۱۳۹۳-۰۳-۲۰ ۱۸:۲۵:۵۱
زنده باد روحانی -حمایتت میکنیم
۱۳۹۳-۰۳-۲۰ ۱۶:۳۷:۱۰
مجلس به عنوان قوه ای که راس امور است می بایست اینگونه تحلیل ها را نیز رصد کند تا بوقتش بتواند بکار بگیرد و از ایجاد انحراف جلوگیری کند
یک مسلمان
۱۳۹۳-۰۳-۲۰ ۱۰:۲۸:۰۳
درود بر دست اندرکاران این سایت عالی.
به جای قرار دادن مطالب بی خاصیت سایتهای دیگر به ارائه تحلیل های زیبایی از این دست و نیز تحلیلهای بی نظیر حول لباس شخصی ها ادامه دهید

این سایت در عین سادگی بسیار پر محتواست و تحلیلهای کارشناسان خود انصار بی نظیر است

خدا قوت