داخلی سياسی گزارش
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 92426
گزارشی از آخرين تحولات جبهه نبرد و تغيير راهبرد داعش:
شمارش معكوس براي آغاز نبرد «حزب‌الله» با «داعش» در دروازه «جبهه غربي»
شنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۷
 
اين روند پس از ورود آمريكا به صحنه نبرد در شرق و سركوب داعش در اقليم كردستان دچار تغيير شده باشد كه مفهوم آن مي تواند تحقق زود‌هنگام هشدار «سيدحسن نصرالله» و آغاز درگيري‌هاي شديد حزب‌الله و داعش در منتهااليه «جبهه غربي» و دروازه‌هاي مديترانه باشد...
هشدار «سيد»

پایگاه خبری انصارحزب الله - به خاطر داريم كه «سيد حسن نصرالله» دبيركل حزب الله لبنان در سخنراني خود كه به مناسبت سالگرد پيروزي حزب الله در جنگ ۳۳ روزه كه ۱۵ آگوست ۲۰۱۴ (۲۴مرداد ماه ۱۳۹۳) ايراد شد «داعش» را يك «واقعیت خارجی» ناميد که تبدیل به یک «حکومت» شده و یک مساحت جغرافیایی «بسیار گسترده» را اشغال کرده و بر آن تسلط یافته است. همچنين به خاطر داريم كه وي خطر «داعش» را «بالفعل» و «غيرمعوق» دانست كه حتي قرار نیست «دوسال» دیگر رخ دهد. «سيد حسن نصرالله» با استناد به سقوط يك شبه موصل گفت كه «در هر کدام از کشورهای منطقه ممکن است در یک شب تا صبح هر اتفاقی بیفتد.»

وي با «وجودي» خواندن خطر پيش رو اضافه كرد: «همه‌ لبنان را دعوت می‌کنم که بدانید وجود کشور ، نظام و جامعه‌تان به طرزی ویژه و بسیار وخیم در معرض خطر است.»
دبيركل حزب الله لبنان درحالي به عنوان يك ناظر ذينفع ، خطر داعش را «بالفعل» ، «غيرمعوق» و زمان درك عيني آن را كمتر از۲ سال آينده قلمداد كرد كه به نظر می رسد شمارش معكوس تحقق اين هشدار آغاز شده و در واقع حملات هوايي آمريكا به داعش درحكم موتور محركه آن بوده است.

حملات آمريكا و تغيير راهبرد داعش

«چاك هيگل» وزير دفاع آمريكا مي گويد ۲ هفته بمباران هوائي ايالات متحده توانسته است پيشروي «داعش» را در شمال عراق متوقف كند. اما شواهد نشان مي دهد دولت اسلامي عراق و شام زير فشار آمريكا متوقف نشده است. بلكه آمريكا با حمله به «داعش» دوباره جهت حملات اين گروه را متوجه خاك سوريه و متمركز بر جبهه غربي نموده است.

اولين نشانه اين ادعا سقوط پايگاه هوايي «الطبقه» در استان رقه در روز يكشنبه دوم شهريور ماه بود كه نيروهاي سوري را مجبور كرد از آنجا به فرودگاه «ديرالزور» عقب نشيني كنند. به نظر مي‌رسد پس از سركوبي توسط نيروي هوايي آمريكا دامنه حملات «داعش» در خاك سوريه بر ۶ هدف مشخص متمركز شده كه به ترتيب عبارتند از :

۱- كنترل دره رود فرات
۲- تسلط بر زيرساخت هاي توليد نفت
۳- آزادي مانور از طريق تسلط بر خاك مناطق كرد نشين سوريه
۴- اخراج باقي مانده نيروهاي حكومت مركزي از شرق سوريه كه اكنون تنها در فرودگاه ديرالزور و پايگاه تيپ ۱۳۷ در خارج اين شهر مستقر هستند
۵- تصرف خطوط تداركاتي راهبردی در مرز تركيه
۶ – گشودن جبهه غربي تا لبنان

«الطبقه» و «كويرس»

بر اين اساس ، طي دو هفته گذشته داعش براي دست يابي بر اهداف ياد شده به طور عمده بر انجام عمليات در دره رود فرات در «ديرالزور» ، نبرد در شمال غربي استان حلب و باقيمانده استان رقه در اطراف فرودگاه «الطبقه» و نيز پيشروي در استان حسكه به سمت مرز تركيه متمركز شده است.

اين درحالي است كه به موازات ورود حملات هوائي آمريكا به دومين هفته متوالي، نيروي هوائي سوريه نيز با گذشت يك سال و نيم از اعلام موجوديت «داعش» با برهم زدن رژيم نبرد خود ، حملات بي اماني را بر مواضع خلافت در شمال شرقي اين كشور آغاز كرده است كه نتيجه آن نيز آغاز حملات آفندي داعش و سقوط فرودگاه «الطبقه» در روز يكشنبه دوم شهريور (۲۴ آگوست) بود كه طي۱۰ روز گذشته ميگ هاي نيروي هوايي سوريه از باند آن براي انجام عمليات در رقه استفاده مي كردند. همچنين داعش از روز چهارشنبه ۵ شهريور گلوله‌باران متمركز فرودگاه «كويرس» در شرق حلب را به‌وسيله توپ هاي «هويتزر» به غنيمت گرفته شده از عراق آغاز نموده است.

«داعش» و كنترل ۳۵ درصد ازخاك سوريه

«داعش» به كنترل دره رود فرات براي برقراري پيوند استان «ديرالزور» به استان «رقه» كه مركز خلافت است و حاكميت در آن به طور نسبي اعمال مي شود نياز دارد و از ديگر سو تمام منابع غنيمتي از استان نينوا و انبار در آن دپو شده است. در واقع حفظ اين كريدور اساسي «داعش» را قادر مي سازد تا به‌واسطه قبايل وگروه‌هايي كه طي ماه گذشته در اين استان با خليفه بيعت كرده اند بدون صرف نيروي نظامي به كنترل اين سرمايه بپردازد.

راهبرد امروز «داعش» دنباله اي از استراتژي متوقف شده اين گروه پس از حمله به عراق است كه به‌واسطه تسلط بر ۸ شهر شمال غرب استان ديرالزور در روز ۲۸ خرداد ، آن را به اجرا گذاشته بود. اين دستاورد به دنبال مذاكره با قبيله مسلط بر اين مناطق (البصیره) براي تسليم آن محقق شد. اين روند با تسليم شهرهاي «شامتيه» و «جبل كابوس» توسط جبهه النصره و گردان هاي «احرار الشام» تكميل شد و بدين ترتيب «داعش» كنترل ۳۵ درصد از خاك سوريه را به طور كامل در دست گرفت. البته در واكنش به اين پيشروي نيروهاي شورشی در «البوجما» واقع در غرب «ديرالزور» موضع تدافعي گرفتند اما داعش موفق شد اين نيروها را پس از حمله ، تا شهر«عياش» عقب براند كه در نتيجه دامنه درگيري ها به پشت منطقه نفتي «الشاعر» در «تدمر» كشيده شد.

موج تسليم و بيعت

بر این اساس می توان ادعا کرد تمامي نبردهاي «داعش» در استان «ديرالزور» به پيروزي بلا منازع اين گروه ختم شده است. اين حملات مشتمل بر عمليات هايي بود كه بر۳ هدف خنثي سازي و تضعيف جايگاه فرماندهان جبهه النصره و نيز وادار كردن شورشيان محلي سوري به تسليم شدن متمركز شده است.

براين اساس شواهد حاكي است «داعش» درحال رسيدن به تسلط كامل بر شهرهاي مهم و كليدي به خصوص مناطق نفت خيز دراستان «ديرالزور» و پیشروی به سمت استان «حمص» است.

«داعش» روز۵ تير ( ۲۶ ژوئن) - ۴ روز پيش از اعلام خلافت در روز نهم تير ماه (۳۰ ژوئن) - موفق شده بود مقر فرماندهي «جبهه النصره» در منطقه نفتي «الميادين» در ديرالزور را تصرف كند. «داعش» موفق شده تسليحات غنیمتي از ارتش عراق را به خاك سوريه وارد كند و بوسيله آن موازنه ميداني را به طور چشم‌گيري به نفع خود تغيير دهد. عمده اين سلاح ها در منطقه «البوكمال» به كار گرفته شدند.

از ديگر سو پس از پيروزي‌هاي چشم‌گير و سريع داعش در عراق ، موجي از بيعت اعضای «جبهه النصره» با اين گروه در «ديرالزور» آغاز شد ، كه البته توزيع بيانيه هاي ارعاب آميز درسطح شهرها مبني بر «خارجي» بودن كساني كه بيعت نكنند بر اين روند بي‌تاثير نبود. چنانچه حتی اعلام عدم مشروعیت خلافت بغدادی توسط ائتلاف «شورای مجاهدین» کـه در «دیـرالزور» برای مقابله با داعش تشکـیل شـده نیز نتوانســت تاثیری بر فرایند تسلیم و بیعت سایر گروه‌های مستقر در این استان داشته باشد.

در واقع داعش از ماه آوریل ۲۰۱۴ (اواسط فروردین) مشغول تثبیت قلمرو خلافت در استان «دیرالزور» در مثلث دیرالزور– الثوره - البصیره است که هدف اصلی آن نیز تسلط بر رودخانه فرات درجنوب دیرالزور و نهر «الخبور» در جنوب «الثوره» بوده است. بعد از مقاومت گروه‌های سرسخت مقابل داعش به رهبری «عبدالله ابن زبیر» در روستای «الخوشام» ، این گروه با پیشنهاد آتش بس در روز ۹ ژوئن ( ۱۹ خرداد) – ۲ روز پیش از حمله به عراق – مقاومت در «الخوشام» را سست کرد و با یک حمله برق آسا این روستای مهم را نیز تصرف کرد.

در شهر مجاور یعنی «حطله» نیز داعش با یک حمله شبانه نیروهای «جبهه النصره» را مضمحل و با به آتش کشیدن محل های استقرار آنان کنترل این شهر را نیز به دست گرفت. با تثبیت موقعیت داعش در این مناطق ، این گروه پس از۱۰ روز از ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد ) با همین شیوه حمله به مناطق جدید را آغاز کرد که شامل «موحسن» – «البوعمر» و «البولیل» می شد تا ضمن تثبیت تسلط بر کرانه باختری رود فرات جای پای خود بر جاده فرودگاه «دیرالزور» را نیز محکم کند.

پیشرفت بعدی داعش در ۲۴ ژوئن ( ۳ تیر) در جنوب «البوکمال» آغاز شد که به تصرف منطقه «القائم» در مرز عراق انجامید. این روند با در دست گرفتن کنترل «الحجیره» و «تل دومان» در روز ۲۵ ژوئن (۴ تیر) کامل شد. روز دوم جولای (۱۱ تیر) داعش با اعزام نیرو از «القائم» و پایگاه نفتی «تی -۲» ، شهر «الزیر» و «البوکمال» در شمال این مناطق را نیز متصرف شد.

در واقع اگر بخواهیم عامل اصلی پیشرفت داعش در استان دیر الزور را معرفی کنیم به نظر می رسد باید به تسلیم فوری شهرها و مناطق توسط شاخه های جبهه النصره در این استان توجه ویژه ای داشته باشیم. «المیادین»، «القریه» ، «الاشاره» ، و روستاهای کوچکی نظیر «دهیبان» ، «سویدان» و «درنج» نقاطی بودند که نیروهای مستقر در آن طی مدت کوتاهی با خلیفه بیعت کردند و تابعیت کامل از خلافت را پذیرفتند. این روندی بود که در واقع نقاط استراتژیکی نظیر حلقه نفتی «العمر» را بدون هرگونه درگیری تسلیم داعش کرد که در واقع بدون ایجاد هرگونه مزاحمت توسط نیروهای ارتش سوریه نیز همراه بوده است.

نقش ارتش سوريه

با این وصف باید گفت حکومت مرکزی جمهوری عربی سوریه اکنون تنها بر نقاط معدودی در استان دیرالزور تسلط دارد که شامل ۳ ورودی شهر و۲ محله در شمال غرب آن می باشد. البته باید تنها استحکامات باقی مانده در خارج شهر شامل پایگاه «تیپ ۱۳۷» و فرودگاه «دیرالزور» را نیز به آن افزود. براساس گزارش های قابل تامل روزانه مي‌توان بمباران مواضع شورشیان سوری را (اعم از باقي مانده ارتش آزاد و «جبهه النصره» در محلات مختلف «دیرالزور» كه از الگوي حملات در ادلب و حماه پيروي مي كند) یکی از عوامل تضعیف و تسلیم گروه‌های معارض و «جبهه النصره» به داعش دانست كه ماه‌هاست از سوي ارتش سوريه در محاصره کامل و بمباران به سر مي بردند و نیز تحت حملات بی امان «داعش» قرار داشتند.

تا آنجا که روز ۱۸ ژوئن (۲۸خرداد) جبهه النصره برای نجات از گرسنگی مرگ آور مجبورشد طی توافق با «داعش» در ازای دریافت مواد غذائی ، نقطه استراتژیک «الجسر» روی ورودی پل «السیاسه» را به این گروه تسلیم کند که نتیجه آن در اختیار گرفتن پل استراتژیک «السیاسه» برای محاصره کامل شورشیان ضد دولتی بود.

در واقع عدم درگیری مستقیم نیروهای داعش و ارتش سوریه یک نکته تاریخی مهم در بحران سوریه است که دائما توسط ارتش آزاد سوریه گوشزد شده است. این روند تا جایی ادامه یافت که سیر تسلیم گروه‌های شورشی سوری و «جبهه النصره» به داعش از اول ماه جولای تبدیل به یک موج شد ، چنانچه ائتلاف مشهوری چون «جیش المجاهدین» که اساسا با هدف نابودی «داعش» در «دیرالزور» تشکیل شده بود و نیروهای قبیله «بنی زید» نیز سلاح خود را به داعش تسلیم کردند.

البته یک نکته حائز اهمیت دیگر این است که نیروهای «داعش» نیز تا روز ۱۸ جولای (۲۷ تیرماه) بر علیه نیروهای ارتشی سوریه در استان «دیرالزور» هیچ عملیات نظامی انجام نداده بودند. براین اساس درحالی که نیروهای داعش مرحله به مرحله به تنها نقاط تحت کنترل ارتش یعنی فرودگاه «دیرالزور» و پایگاه «تیپ ۱۳۷» نزدیک می شوند ، برای اولین بار درگیری هایی در این روز بین نیروهای «داعش» و ارتش سوریه در نزدیکی فرودگاه «دیرالزور» درگرفت که نیروهای دولتی برای دفع حمله از بمباران هوائی برعلیه مهاجمان استفاده کردند.

البته نکته عجیبت تر اینجاست که یک روز پیش از تصرف بدون درگیری شهر «الماریا» در شرق فرودگاه که در روز هفتم جولای اتفاق افتاد نیروهای ارتش سوریه عقب نشینی تاکتیکی خود از فرودگاه «دیرالزور» را آغاز کردند. و در مقابل در محله «الحویقه» واقع در غرب فرودگاه و شمال غربی مرکز «دیرالزور» به تجمیع نیروهای خود پرداختند.

تسلط بر۳ میلیون متر مکعب گاز

در این میان نیروهای داعش از طریق مناطق بیابانی استان «حمص» با عبور از «تدمر» تا حومه شرقی و شمالی شهر – ۱۱۰کیلومتری - «حمص» پيشروي كردند که تسلط این گروه بر حلقه‌های گازی «الشاعر» در «تدمر» و قتل عام ۲۵۰ نفر از نیروهای محافظ آن را به دنبال داشت. گفته می شود طراحی این حمله را «ابوایمن العراقی» برعهده داشته که شیخ «عرعور» پیش از این او را مامور استخبارات سوریه نامیده و برای سر او جایزه تعیین کرده بود.«أبي دجانة الزر» از فرماندهان میدانی داعش در دیرالزور نیز در طراحی این حمله که به فرماندهی دو تبعه آلمانی داعش به نامهای «أبولقمان الألماني» و «أبو طلحة الألماني» (خواننده تواب) انجام شده شرکت داشته است.

در واقع باید گفت تسلط برحلقه های «الشاعر» به معنی از دست رفتن ۳ میلیون متر مکعب گاز از دست حکومت مرکزی سوریه است که از آن برای تامین سوخت نیروگاه‌های برق استفاده می شد و از دست دادن آن به معنی قرار گرفتن حکومت مرکزی در لبه پرتگاه بحران تامین برق خواهد بود که همچنین تامین گاز شهری ۱۲۰ هزار خانه و نیز تولید ۲۵۰۰ بشکه میعانات گازی را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد.

این روند همچنین به مفهوم تسلط داعش در جنوب شرقی «الحسکه» از طریق کنترل شهرک «الراعي» درحدود مرزی ترکیه و سوریه و نیز قرار گرفتن «داعش» بر دروازه شمال شرقی شهر حلب بواسطه تسلط بر روستای «الشامر» بود که با کسر مناطق باقی مانده در دست ارتش آزاد‌، فرودگاه «دیرالزور» و پایگاه «تیپ۱۳۷» ارتش سوریه‌، داعش ۹۸ درصد استان «دیرالزور» را تا پيش از آغاز حملات هوائي آمريكا در عراق در کنترل کامل خود گرفته بود.

گشايش «جبهه غربي»

هر چند حملات هوائي آمريكا به شورش قبيله «شتات» در «ديرالزور» انجاميد اما نيروهاي داعش با انتقال سريع نيرو به منطقه به مهار ‌آن اقدام كردند. همچنين به موازات شكست و عقب نشيني در اقليم كردستان عراق كه از روز ۲۲ مرداد ماه (۱۳آگوست) و بواسطه حملات آمريكا آغاز شده بود ، «داعش» حملات خود را در شمال غرب حلب نيز گسترش داد كه به خارج كردن شهر «اخترين» از دست «جبهه النصره» و تصرف شهر تاريخي «دابق» و ۵ روستاي آن در حومه حلب انجاميد و بدين ترتيب «ارتش آزاد» و «جبهه النصره» از شمال و جنوب در استان حلب در محاصره ارتش سوريه و داعش قرار گرفتند.

شهر «دابق» داراي سابقه تاريخي پيروزي سلطان سليم اول (خليفه عثماني) بر رعاياي سوري است كه از آن با عنوان دروازه فتح دمشق ياد مي شود و «داعش» پس از تصرف آن ، هياهوي تبليغاتي گسترده اي را مبني بر نقطه آغاز حملات به «جبهه غربي» آغاز كرده است.

نبرد «عرسال» الگوي قابل تكرار

«جبهه غربي» مفهومي است كه ارتش لبنان و حزب الله به خوبي طي يك ماه گذشته آن را درك و با آن دست و پنجه نرم كرده اند. در بحبوحه نبرد «عرسال» ، بسياري معتقد بودند يك عمليات مشترك بين «جبهه النصره» و داعش در مرزهاي لبنان درجريان است كه مي تواند نشانه اي از آغاز پيشروي داعش به غرب براي توسعه مرزهاي خلافت تا مديرانه باشد.

جرقه نبرد «عرسال» پس از انسداد جاده اصلي ارتباطي عرسال – القلمون در ۳۱ جولاي ۲۰۱۴ توسط حزب الله زده شد كه تحركات مرزي گروه‌هاي تكفيري به داخل خاك لبنان افزايش پيدا كرده بود. اما شعله هاي اين آتش زماني زبانه كشيد كه نيروهاي ارتش لبنان ساعت ۱۲ روز دوم آگوست ، «احمد عماد جمعه» امير گروه «فجرالاسلام» وابسته به «جبهه النصره» را كه اخيرا با «داعش» بيعت كرده بود دستگير كردند.

اما در واقع بايد گفت مشاركت نيروهاي «جبهه النصره» و افراد «احمد عماد جمعه» در حمله به «عرسال» يك تصميم سازماني از سوي داعش در منطقه «القلمون» مبني بر گسترش جبهه نبرد در غرب نبود ، بلكه تنها يك تصميم از سوي امراي منطقه اي محسوب مي شد كه به شكل سنتي با ساير گروه‌ها فارغ از اختلافات ايدئولوژيك همكاري مي كردند.

در آن مقطع صفحات مجازي رسمي متعلق به «داعش» نه عمليات «عرسال» را پوشش قابل توجهي دادند و نه از اين نبرد به عنوان يك جنگ سازماندهي شده توسط فرماندهي كل ياد كردند اما به نظر مي‌رسد اين روند پس از ورود آمريكا به صحنه نبرد در شرق و سركوب داعش در اقليم كردستان دچار تغيير شده باشد كه مفهوم آن مي تواند تحقق زود‌هنگام هشدار «سيد حسن نصرالله» و آغاز درگيري‌هاي شديد حزب الله و داعش در منتها اليه «جبهه غربي» و دروازه هاي مديترانه باشد.

پاسخ به سرسپردگان آمریکا

به نظر مي رسد اين گزارش پاسخي مناسب به كساني باشد كه به نقش کدخدایی آمريكا بيش از مذهب شيعه اعتقاد دارند و نيز به اين توهم اعتقاد قلبي دارند كه تنها راه غلبه بر بحران حاكم بر منطقه همكاري با ايالات متحده آمريكا در ابعاد سياسي و نظامي است.

هرچند اين گزارش هشدار مناسبي براي اذهان بيدار است اما براي قوت بخشيدن به آن در پايان بازهم به بخش ديگري از سخنان سيد حسن نصرالله در هشتمين سالروز جنگ ۳۳ روزه استناد مي كنيم: «‌اولا: باید این خطر را بشناسیم. ثانیا: باید بنشینیم بحث کنیم چه کنیم. مایی که همگی در معرض خطر هستیم باید چه کنیم؟ آیا مثلا از تجربه‌ نبرد با خطر اسرائیل که همچنان هم وجود دارد استفاده کنیم؟ یا مثلا به جامعه‌ بین المللی دل ببندیم؟ کاری نکنیم و فقط برویم با آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها و انگلیس صحبت کنیم؟ روسیه هم که مشغول اوکراین است. ببینیم چه می‌توانیم بکنیم. هیچ راهی جز دخالت جامعه‌ جهانی وجود ندارد؟ کدام جامعه‌ جهانی؟! کجا دخالت می‌کند؟ به نفع چه کسی؟ ما خواستار دخالت آمریکا در حوادث عراق نیستیم ولی سؤال این است که وقتی داعش موصل و استان نینوا و بخش بزرگی از استان صلاح الدین را اشغال کرده بود و وارد دیاله شده و دست به جنایت و کشتار زده بود و مردم به بیابان زده بودند - جنایت‌های موثقی که همه در تلویزیون دیدیم- چرا جامعه‌ جهانی دخالت نکرد؟ چرا رگ بشردوستی اوباما و دولت آمریکا نجنبید؟

صدها هزار مسیحی گرفتار شدند رگ انسانیت آن‌ها نجنبید. اصلا مسیحیان موصل، عراق، سوریه یا لبنان برای آن‌ها اهمیتی هم دارند؟ داخل پرانتز می‌خواهم به مسیحیان لبنان بگویم: اگر هنوز کسی در میان شما هست که فکر می‌کند مسیحیان لبنان برای آمریکایی‌ها و غرب ارزشی دارند اشتباه می‌کنید. هر خطری پیش بیاید همان چیزی را به شما می‌گویند که فرانسه به مسیحیان عراق گفت: بفرمایید ، خوش آمدید ، تابعیت هم بهتان می‌دهیم! همان برنامه‌ای که برخی بزرگان شما از رئیس جمهور سابق فرانسه شنیدند. غرب دلش برای مسیحیان منطقه سوخته است؟! شما هنوز پس از همه‌ این حوادث منتظر آمریکایی‌ها ، فرانسه ، انگلیس ، جامعه‌ جهانی، سازمان ملل و شورای امنیت هستید؟!

برایشان هیچ اهمیتی ندارد. نه سنی، نه شیعه، نه مسیحی، نه ایزدی و نه حتی کرد هیچ اهمیتی برایشان ندارد. کردهایی که در موصل، اطراف کرکوک، زمار و سنجار کشته شدند برایشان هیچ اهمیتی ندارند. ترکمان‌ها و عرب هم همچنین. بله، وقتی به نزدیکی اربیل رسیدند چون کردستان معانی سیاسی، امنیتی و اقتصادی خاصی برای دولت آمریکا و غرب دارد دخالت کردند. چون داعشیان به جایی رسیدند که اجازه‌ ورود ندارند. مرزهای شما این‌جاست. آیا اجازه دارید اهل سنت را سر ببرید؟ بله. آیا اجازه دارید شیعیان را سر ببرید؟ بله. آیا اجازه دارید مسیحیان را سرببرید، کلیساهایشان را ویران کنید و زنانشان را به اسارت ببرید؟ مشکلی نیست. آیا اجازه دارید ایزدیان را قتل عام کنید؟ مشکلی نیست. کرد ، عرب‌، ترکمان و ترک ندارد. تفاوتی نمی‌کنند. ولی اربیل نه. این‌جا کردستان است و در نقشه جایگاه متفاوتی دارد.»