Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 123342
رهسپاری با ولایت تا ظهور
گريز از جاهليت
شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۵۹
 
عمق فاجعه آنجا آشکار مي‌شود که همين عنصر با کارسازي و حمايت هاشمي رفسنجاني ۸ سال سکاندار قوه مجريه کشور مي‌شود و وزير فعلي ارشاد دولت روحاني هم، پيروي از شيوه‌هاي ليبرالي و مفتضح خاتمي در وزارت متبوعش را از افتخارات خويش بيان کرده است...
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب‌الله، مدیرمسئول هفته‌نامه یالثارات‌الحسین (ع) در سرمقاله این هفته‌نامه نوشت:

پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و قبل از فروپاشي شوروي سابق که گروه‌هاي مارکسيست کيا و بيايي داشتند و از جمله در محيط‌هاي دانشگاهي و رسانه‌اي علناً آموزه‌هاي الحادي را تبليغ و ترويج مي‌کردند، متقابلاً علما و پاسداران بحق دين و مذهب، نظير علامه طباطبائي، شهيد مطهري‌و... متناسب با نياز روز جامعه و جوانان و قشر تحصيلکرده مباحث جهان‌بيني، ايدئولوژي و شناخت‌شناسي را مطرح مي‌کردند تا علاوه بر دفع شبهه نسبت به خطوط اصلي ديانت و شريعت نيز توجه دهند بلکه مردم از در‌افتادن به وادي التقاط و آميزش دين و الحاد به دور باشند.

با پيروزي انقلاب و استقرار نظام جمهوري اسلامي اما به تصور اينکه «چونکه صد آيد نود‌هم پيش ماست» اين سنّت پسنديده به دست فراموشي سپرده شد. متقابلاً ما‌به‌ازاء اين کاستي در زاويه گرفتن برخي نخبگان و به تبع آن دولتمردن از آموزه‌هاي راستين اسلام و انقلاب خود را نشان داد و اين در حالي بود که فساد نظامات ليبرالي و سرمايه‌داري غرب از ديد تيزبين رهبر نهضت و بسياري از عالمان شريعتمدار و انقلابي صادق، به دور نبود؛ به طوري که رهبر نهضت و بنيانگذار نظام اسلامي، اصولاً تمدن غرب را همواره و به راستي به مثابه توّحش قلمداد و اعلام مي‌کرد و معتقد بود «تمدن صحيح در اسلام است؛ چنانچه حريت صحيح در اسلام است»۱.

گرچه همين سيرت و سنّت، توسط جانشين خلف آن نايب‌الامام؛ رهبرمعظم انقلاب پي‌جويي شد، اما به دلايل بسياري، همان خط موازي و معکوسِ اهداف و روند انقلاب نيز توسط خودباختگاني که به تعبير امام (ره) اولياي طاغوت هستند در پيکره اجرايي کشور عليرغم افت و خيزها دنبال شد.

به عنوان نمونه فردي همچون سيدمحمدخاتمي در همان اويل انتصاب از طرف هاشمي رفسنجاني به عنوان وزير ارشاد دولت وقت، در سال ۷۰ طي سخنراني در جمع دانشجويان مدعي شد: «دنياي نظر و عمل غرب» دنيايي واقعي است و آزادي محور»، که با طبع بشر سازگار است، اما دنياي اسلام قرن‌ها از صحنه زندگي دور بوده و گرفتار خلاء تئوريک، بنابراين اسلام پاسخگوي نيازهاي بشر» نيست۲

البته عمق فاجعه آنجا آشکار مي‌شود که همين عنصر با کارسازي و حمايت هاشمي رفسنجاني ۸ سال سکاندار قوه مجريه کشور مي‌شود و وزير فعلي ارشاد دولت روحاني هم، پيروي از شيوه‌هاي ليبرالي و مفتضح خاتمي در وزارت متبوعش را از افتخارات خويش بيان کرده است. البته از رئيس دولتي که خود از ياران و همفکران ديرينه رفسنجاني و ارادتمند مخلص خاتمي است نه تنها انتظار انتصاب چنين وزيرارشادي بيجا نيست که بايد در حوزه امور زنان مسلمان کشور نيزجايگاه و بودجه و امکانات را به يک زن فمينيست فتنه‌گر بسپارد که شرح عملکرد وي در جاي خود بسيار رفته‌است.

عليرغم وجود نظام جمهوري اسلامي در کشور، اما در عين حال به دليل آنچه به گوشه‌هايي از آن اشاره شد، جامعه ما به نوعي درگير جاهليت جديد است، چنانچه در سخن امام جعفربن محمد ‌صادق آل‌محمّد(صلي الله عليه وآله) ذکر شده است۳ و در سخن رهبرمعظم انقلاب نيز به عنوان دغدغه مستمر و با نام عوارض تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي دشمن نامبردار است. چنانچه آيت‌الله ‌جوادي آملي معتقد است: « آنچه تا ظهور مبارک ولّي عصر(عجل الله فرجه) به نام جاهليت جريان دارد و در روايات و متون ديني ذکر شده است، درباره درجات عميق تر جاهليت است»۴

قابل ذکر است آنچه در اين مقال به عنوان جاهليت و نيز تبهکاري سکولارهاي نفوذي در بطن جامعه مطرح مي‌شود هرگز به معناي کاستن از قدر و اهميت انقلاب و نظام اسلامي ايران نيست و در ادامه سخن منظور و مقصود ما بيشتر رخ مي‌نمايد.

***

و اما اينک، سخن پيرامون گريز ازجاهليت و حال وفضاي جاهلي و فسادانگيز موجود است و اگر چه در مقال پيشين اجمالاً به راه برون رفت از آن، که همانا معرفت امام زمان هر عصر است، اشارت رفت و اکنون نوبت بسط بيشتر و اشاره به دليل اين سخن گرانقدر و حيات آفرين رسول‌الله(‌معظم‌صلي الله عليه و آله) است و چند نکته در پي مي‌آيد:

الف- نياز به وجود و اِعمال ولايت امام (عليه السلام): «چنانچه خدا را شناختم و دانستيم که او ما را آفريده است و به سويش باز خواهيم گشت و آفريدگار عالم و آدم به همگان روزي مي‌رساند و حساب و حشر ما با اوست و سرانجام، از آنجا که تمام کارهاي علمي و عملي ما به او مربوط مي‌شود ناگزير بايد به سوي او باز گرديم، آن وقت به ضرورت وجود نماينده او پي برده و او را نيز خواهيم شناخت»۵

ب- بر مبناي همين نياز به راه بلد مصون از خطاست که وجود نوراني فاطمه‌زهرا‌(سلام الله عليها) در خطبه فدکيه، جامعه اي را که امام از آن حذف شود جامعه جاهليت مي‌نامد، حضرت زهراي‌ مرضيه (عليها سلام) به اين آيه قرآن کريم استشهاد فرمود که «آيا مي‌خواهند حکومت و راه رسم جاهليت را باز آفريني کنند»۶

ج- معرفت سودمند- نکته بعدي آنکه چونان شناختي به حال شخص مفيد است که شناخت حقيقت امام معصوم (عليه السلام) رهاورد آن باشد: «آن کس که امام را به وليّ الله، خليفه الله، انسان کامل معصوم و آنکه اطاعتش از سوي خداوند واجب شمرده شده‌است، بشناسد و بداند که امام، زنده و حاضر است و اعمال ما را مي‌بيند ودر قيامت صاحب مقام شفاعت است، از برکات و آثار بي نظير امام بهره‌مند مي‌شود و به کمال زندگي معقول بار يافته و از نقصان مرگ جاهلي مي‌رهد»۷

و- راز اقتدا و انجذاب به امام (عليه السلام): اين که آيا فقط معرفت به امام آخرين تکليف است و يا ايفاي وظيفه ديگري نيز لازم، نکته اي است که پاسخ آن در کيفيت معرفت به امام نهفته است: «امام آن است که سيرتش را معروف، سنتش را عدل و سريرتش را احسان تامين کند. آن که امام را با اين سنت علمي و عملي بشناسد به او اقتدا کرده و ماموم او مي‌شود. چنين امام‌شناس ولايتمداري به معرفت امام و وليّ خدا بار مي‌يابد و نيز شهود مي‌کند که سريرت امامش جز معروف نيست»۸ همانگونه که بر پي‌جويان اين سلسله گفتارها پوشيده نيست.

(وقبلاً بيان شد)وقتي معرفت، شهودي باشد يعني انسان دردرون خود مي‌يابد و مشاهده مي‌کند وجود مبارک امام را و صد البته که چنين معرفتي رد خور ندارد و حتماً به پيروي از امام عليه‌السلام مي‌انجامد.

ي- چه بايد کرد: «بايد کوشيد با يافتن نشانه‌هاي عملي شناخت و پيوند با آن حضرت، اين معني را از علم به عين آورد و آن‌گاه با اتصال به وجود شريفشان به حق‌اليقين رسيد تا حقيقتاً زنده شد و اين مهم، بس دست يافتني است»۹
جمع‌بندي و نتيجه‌گيري از مقال با شما... تا مجالي بعد، در امان خداي متعالي

والسلام

۱- صحيفه امام(ره)، ج۸، ص۳۱۰
۲- حلزون هاي خانه به دوش، ص۸۹، نقل از ارتش سري روشنفکران، ص ۳۱
۳- تفسير نور الثقلين، ج ۴، ص۲۶۹، ح ۷۹، نقل از «موعظه»آيت الله ضياء آبادي، ص۲۰۴
۴-«امام مهدي موعود موجود»، ص ۳۳
۵و۷و۸و۹- همان صص ۴۶، ۴۵، ۴۴، ۳۹
۶- سوره مائده، آيه۵۰