داخلی سياسی خبر
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 82147
نبرد «يَبرود» ، دزدهاي متشرع و مقاوت...!
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۳۲
 
تكه تكه شدن گروه ها يك فرايند نا محسوس بود كه تا پيش از آزادي سريع يبرود ، از ديد ناظران خارج از ميدان نبرد مخفي باقي مانده بود ، مخصوصا اينكه يك ماه پيش از سقوط اين شهر ، «جبهه النصره» با تبليغات فراوان خبر از تشكيل يك اتاق عمليات واحد تحت رهبري خود داده بود...
پایگاه خبری انصارحزب الله - وقتي شيشه عمر قواي مسلح در يبرود به دست نيروهاي مقاومت شكست ، تازه صداي سقوط تشت رسوايي عاملان اين شكست گوش فلك را كر كرد. پژواكي از انبوه اتهامات كه بين امراي جبهه النصره و ارتش آزاد و حتي فصائل داخلي آنان رد و بدل شد. از نامردي و بزدلي گرفته تا خيانت و فروكردن خنجر از پشت در پلوي برادران جهادي !.

«اسلام علوش» سخنگوي «جيش الاسلام» ، در حالي عقب نشيني و بزدلي گردانهاي وابسته به ارتش آزاد را عامل سقوط «يبرود» ناميد كه «جبهه النصره» به اعزام نيروي كمكي از سوي آنان اميد داشت.

اين گسيختگي تنها وابسته به بزدلي و ترس گروههاي مسلح مستقر در يبرود نبود ، بلكه ريشه در بي اعتمادي ناشي از فساد و خيانتي داشت كه دامن گير نيروهاي شورشي يبرود شد و كار باز پس گيري سريع اين شهر به دست نيروهاي مقاومت و در راس آن حزب الله لبنان را سهولت بخشيد.

نگاهي به روابط داخلي گروههاي مسلح پيش از سقوط يبرود حكايت از رقابت و كش مكش اين گروهها براي استفاده از امتيازات و سيطره بر اموال باد آورده دارد .حرص بي پاياني كه دست آخر به بي اعتمادي محض ميان آنان انجاميد تا مثل گله گرگ به هم روبروي هم بخوابند و يكديگر را در مقابل نيروهاي مقاومت تنها بگذارند.

يكشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰ ، زماني كه يبرود در آتش منازعه فرو رفت ، فتنه رقابت ميان گروهاي شورشي بر سر تصاحب اموال نيز آغاز شد تا جايي كه فرصت طلبان خود را بر سر خوان نعمت ديدند و براي سهولت غارت در قالب گروههاي مسلح ، مثل قارچ از زمين سبز شدند. تا جايي كه در مدت يك سال تا پيش از تاسيس ستاد كل ارتش آزاد تعداد آنان به ۱۰۰۰ گروه در سوريه رسيد!.

بالاخره اين گروهها در قالب گردان نظم داده شدند و پس از هفته ها ذيل نام ارتش آزاد قرار گرفتند تا به عملكرد خود تحت عنوان انقلاب ، اعتبار ببخشند. كسب اعتبار براي غارت غنايم در حالي معني مي يابد كه با مرور سابقه برخي امراي اين گردان ها تنها به نام مشتي مجرم سابقه دار و بي سواد بر مي خوريم.

«مثقال رحمة» ، «صدام حقوق» ، «فارس نمر» ، «عبد النبي رومية» و امثال آنان ، كساني بودند كه تصميم گرفتند براي پرهيز از درگيري ميان گروههاي تحت امرشان ، يبرود را به چند بخش تقسيم كنند. اما اين توافق دوامي نياورد و به انشقاق و دعوا و در نهايت كشتار بر سر غنايم در همان ابتداي امر انجاميد.

اما رويه با افزايش نفوذ «جبهه النصره» شكل جديدي به خود گرفت. دزد ها پرچم ارتش آزاد را بر زمين گذاشتند و علم «جبهه النصره» را برافراشتند. تقوي و ايمان در چهره ها ظهور كرد ، ريش ها بلند شد و اعاده شريعت در راس امور قرار گرفت. با فرو رفتن تدريجي يبرود به زير سيطره «جبهه النصره» ، دزدي و غارت بدون بيعت با «ابو محمد الجولاني» امكان پذير نبود.

در همين راستا «أبو مالك التلّي» امير «جبهه النصره» در «القلمون» براي سر و سامان دادن به گروههاي تازه بيعت كرده به يبرود نقل مكان كرد تا بيعت و التزام آنان به اهداف «جبهه النصره» را تحكيم كند.

او براي تحكيم بيعت ، دست و دل بازي شاهانه اي از خود به خرج داد و به تقسيم پول و غنايم بين فصائل تحت بيعت «الجولاني» كرد تا بر عليه فصائل ضد «جبهه النصره» متحد شوند.

مجموعه هاي مسلحي كه به «جبهة النصرة» تقرب يافتند گروه تحت امر أسامة العسالي ، مجموعة محمد سالم بودند كه در ازاي دريافت غنايم مكفي به كار تجهيز اتوموبيل هاي بمب گذاري شده وافراد انتحاري مشغول شدند كه از عرسال در لبنان به يبرود وارد مي شدند.

اما سيادت جبهه النصره بر يبرود ، با آغاز سركشي «أبو بكر البغدادي» زعيم «الدولة الإسلامية في العراق والشام» از فروردين ماه سال ۹۲ دچار چالش شد. اختلاف او با «الجولاني» امير كل «جبهه النصره» و «الظواهري» امير كل القاعده و فرمانده جبهه خراسان روزهاي طلايي «جبهه النصره» در كل جبهه ها و از جمله «يبرود» را سياه كرد.

قدرت روز افزون داعش شامه تيز امراي دزد و بي سواد سوري را كه يك شبه متشرع و اهل فتوي شده بودند را به كار انداخت ، زيرا وقت انفصال از «جبهه النصره» و اتصال به «داعش» فرا رسيده بود.

«عبد النبي رومية» و مجموعه مسلح تحت امرش اولين گروهي بودند كه به «جبهه النصره» ركب زدند، پرچم اين گروه را به زمين انداختند و علم داعش را برافراشتند.
دور انديشي «عبد النبي رومية» براي تداوم دزدي به سرعت تبديل به الگو براي ساير شورشيان فرصت طلب تبديل شد و كار به جايي رسيد كه دزد هاي حمصي كه «يبرود» مهاجرت كرده بودند گروه گروه از «جبهه النصره» جدا و براي بهره برداري از شرايط به شهرشان بر مي گشتند تا به داعش بپيوندند. اين همان كاري بود كه دزد هاي متشرع ، در القصير كردند !. دسته جمعي به انقلابيون خيانت كرده و پشت به مرگ از ترس سلاح مقاومت به سوي «يبرود» سرازير شدند تا از خوان نعمت پهن شده در اين شهر بهره ببرند.

شايد شرحي كه گذشت تفسير خوبي براي عدم حضور گردانهاي بزرگ در ميدان يبرود باشد جايي كه گروههايي نظير «أحرار الشام» ، «جيش الإسلام» و يا «تحرير الشام» و غيره ترجيح دادند به دليل تهديد ناشي از رابطه غير دوستانه با ساير گردانهاي شورشي مستقر در «يبرود» ، آن را ترك و در مناطق مجاور آن مثل «رنكوس» مستقر شوند.

منطقه اي كه «جيش الإسلام» بر آن متمركز است و امير آن «زهران علوش» از ترس دزد هاي انقلابي «يبرود« ترجيح مي داد سلاح مورد نياز خود را از اين محور قاچاق كند تا از شهر نا امن «يبرود«.

يكي ديگر از نمونه هاي قابل ذكر درباره پديده «خود هراسي» ميان گروههاي معارض ، حادثه عجيبي بود كه در حمله نيروهاي مقاومت براي «لواء تحرير الشام» رخ داد .دراين نمونه كه يك سال پيش رخ داد وقتي «فراس البيطار» امير اين گروه دستور حمله به منطقه «هجانة» در نزديكي «يبرود» را صادر كرد ، هيچ يك از گردان هاي مستقر در «يبرود» به بهانه كمبود وقت براي نجات او گروهش كاري انجام ندادند. اين درحالي بود كه برخي ناظران قسم ياد مي كردند كه فرصت كافي براي اعزام نيروي كمكي باقي بود.

تكه تكه شدن گروه ها يك فرايند نا محسوس بود كه تا پيش از آزادي سريع يبرود ، از ديد ناظران خارج از ميدان نبرد مخفي باقي مانده بود ، مخصوصا اينكه يك ماه پيش از سقوط اين شهر،«جبهه النصره» با تبليغات فراوان خبر از تشكيل يك اتاق عمليات واحد تحت رهبري خود داده بود كه متشكل از ۴۹ گروه و ۳۰ هزار نيرو در جبهه حوران و درعا بودند تا براي حمله بزرگ به پايتخت آماده شوند.!

اين فرايند مضحك درالقلمون نيز جريان داشت كه با اعلام خبر تاسيس «القيادة العسكرية الموحدة في القلمون» در مورد آن تبليغ مي شد. پروپاگاندايي كه در ميدان عمل بي معني بود. چون گروهها پشت به هم و به شكل منفصل و منفرد در برابر نيروهاي مقاومت به مهلكه وارد شدند. اين پديده اي بود كه به كمك نيروهاي مقاومت آمد تا نبرد «الحسم» در يبرود را برنامه ريزي كنند و سپس در مناطق قارّة ، دير عطية و النبك پيشروي كنند.

بنابراين آزادي سريع يبرود، ماهيت گروههاي مسلح را نمايان ساخت كه چگونه فساد و جرم و آدم ربايي و خيانت و حرص در غارت اموال همچون ويروس آنان را زير لواي شريعت مضمحل ساخته است.

همه شاهد بودند كه چطور امراي دزد النصره از جمله «عبد النبي رومية» ، «أسامة العسالي» ، «صدام حقوق» و «حمادي زهر الدين» و عناصرشان پيش از رويارويي با قواي مقاومت ، بويژه نيروهاي حزب الله ، در حالي كه برتپه هاي اطراف «يبرود» مسلط بودند ، موا ضع دفاعي خود را ترك و همراه با خانواده و ثروت بادآورده از غارت ها به روستاهاي لبنان گريختند. تا بدين ترتيب دورنماي احتمالي وضعيت جبهه پر طمطراق جنوب در زير سايه رشد داعش مشخص باشد.