داخلی سياسی گزارش
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 128382
از هجمه به نهاد انقلابی سپاه تا علمای انقلابی
دولت با عناصر قدرت ملت چه کرده است؟
سه شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۷
 
برچسب‌های افراطی خواندن جوانان و روحانیون انقلابی، همچنان نقل محافل و مطبوعات خاص جریان نزدیک به دولت است و آنان با از بین بردن اقتدار ملی و تضعیف قدرت یک ملت، چراغ سبز به کدام سوی جهان نشان می‌دهند؟...
پایگاه خبری انصارحزب‌الله: عناصر قدرت یک ملت؛ مجموعه عواملی است که با استفاده از آن، استحکام درونی ملت حراست شده و موج‌های نفوذ به ارکان حاکمیتی و اذهان عمومی مسدود می شود. بحث در باب عناصر قدرت ملی، از آنجا اهمیت می‌یابد که دریابیم ملتی همچون ملت ایران که در طول سالیان متمادی با دشمنان متعددی روبرو بوده است، با تکیه بر همین عناصر قدرت توانسته از خطرات رهایی یافته و بر دشمنانش غلبه یابد.

اما عناصر قدرت ملی ما کدام است؟ بی شک در طول زمان‌های مختلف، عناصر قدرت ملی بسته به نوع و موقعیت راهبردی زمانی، تغییر یافته اما شاکله و بن مایه آن تغییری نمی کند. پس از انقلاب اسلامی اما عناصر قدرت ملی ما برگرفته از روح انقلابی ملت ایران که همانا اسلام عزیز و مبانی معرفتی و اجتماعی آن است برگرفته شده و همین نگاه مترقی به اجتماع و سیاست بوده است که توانسته ایران را در کشاکش نبردهای سخت، موفق و سربلند و زنده معرفی کند.

اما با نگاهی به بیانات رهبری فرزانه انقلاب اسلامی برخی از عناصر اصلی قدرت ملی مکشوف می شود. بی تردید نگاه تیز بین رهبری به این عناصر و توجه دادن ایشان به آنها برای توجه عمومی ملت و مسئولان به آنها بوده و انگیزه طرح این عناصر نیز برای آن است که همه دلسوزان ملیت و اسلامیت نظام اسلامی، معطوف به این نقاط بالنده شده و احیانا در برابر تضعیف و مقابله با آنها ایستادگی نمایند.

اما رهبری حکیم انقلاب اسلامی در بیانی در دیدار با خبرگان ملت در سال جدید این عناصر را چنین برشمردند:

«آنچه در مرحله‌ی سوّم دارد انجام میگیرد -که مال امروز هم نیست، چند سال است که شروع شده، سالها است که شروع شده منتها روزبه‌روز توسعه پیدا کرده- جنگ نرم از نوع دیگر است؛ این است که خیلی خطرناک است، این آن چیزی است که بنده مکرّر در مکرّر تذکّر میدهم به مسئولان مختلف و به جهات مختلف؛ و آن عبارت است از نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری؛ آن عبارت است از نفوذ برای تغییر باورهای مردم؛ آن عبارت است از نفوذ برای تغییر محاسبات. ما که مسئول هستیم و نشسته‌ایم اینجا، یک محاسبه‌ای داریم برای کارهای خودمان، یک محاسبه‌ای میکنیم؛ این محاسبه نتیجه‌اش این می شود که این‌جور موضع بگیریم؛ اگر محاسبه‌ی ما را توانستند تغییر بدهند، موضع‌گیری ما تغییر پیدا خواهد کرد. یکی از کارهای اساسی آنها این است: تغییر محاسبه‌ها در مسئولین؛ تغییر باورها در مردم؛ تغییر در مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری، مجموعه‌هایی که تصمیم‌سازی می کنند و تصمیم‌گیری می کنند. این آن کار خطرناکی است که تهاجم به مبانی انقلاب در آن هست، تهاجم به بنیانهای حافظ و محافظ هست؛ به سپاه حمله می کنند، حمله‌ی تبلیغاتی؛ به شورای نگهبان حمله می کنند؛ به نیروهای مؤمن و جوانهای مؤمنِ حزب‌اللّهی حمله می کنند؛ الان رادیوهای بیگانه و تلویزیون‌های بیگانه و تبلیغات بیگانه پُر است از این حرفها؛ من نمی دانم شما آقایان محترم چقدر دسترسی دارید، چقدر می‌بینید؛ بخصوص با این ابزارهای جدید ارتباطاتی که به وجود آمده، دائم دارند روی این زمینه‌ها کار می کنند برای اینکه مخاطبین خودشان را به این نتیجه برسانند. به روحانیّون انقلابی حمله می کنند؛ روحانی انقلابی را با عناوین گوناگون، [مثل] آخوند حاکمیّتی و امثال آن، می کوبند. در یک کلمه: تلاش در این جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر قدرت است؛ می خواهند کاری کنند که نظام اسلامی از عناصری که در درون او است و مایه‌ی اقتدار او است، تهی بشود و خالی بشود. وقتی ضعیف شد، وقتی عناصر قدرت در او نبود، وقتی اقتدار نبود، دیگر از بین بردنش و کشاندنش به این سَمت و به آن سَمت، کار مشکلی برای ابرقدرت‌ها نخواهد بود؛ میخواهند او را وادار کنند به تبعیّت.
اینجا جای همان جهاد کبیری است که من چند روز قبل از این مطرح کردم؛ فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛ در تفاسیر گفته‌اند مراد از این ضمیر «بِه‌»، قرآن است، با اینکه حالا کلمه‌ی قرآن در عبارت نیامده است که ضمیر به آن برگردد لکن، هم مرحوم طبرسی در «مجمع‌البیان» [گفته است‌]، هم مرحوم علّامه‌ی طباطبائی؛ مرحوم علاّمه‌ی طباطبائی میگویند سیاق کلام نشان میدهد که مراد از «بِه‌» یعنی «بالقرآن»؛ بنده هم آنجا همین را در سخنرانی گفتم؛ بعد که آمدم، به ذهنم رسید که یک وجه اوضحی در اینجا وجود دارد که «فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه‌»، یعنی «بعدم الاطاعة»؛ عدم‌الاطاعة یعنی آن مصدری که فعل از آن انشقاق پیدا [میکند] و مستتر در آن فعل است؛ فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جهِدهُم بِه‌، یعنی به این عدم‌الاطاعة، جِهادًا کَبیرًا؛ پس عدم‌الاطاعة شد جهاد کبیر؛ این معنا اقرب به ذهن است؛ حالا من البتّه فحص نکردم ببینم در بین مفسّرین کسانی این احتمال را داده‌اند یا نه، لکن به‌هرحال این احتمال، احتمال مهمّی است. جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنباله‌روی از دشمن. پس مسیر و جهت‌گیری این مجلس این است؛ مسیر انقلابی، مسیر انقلابی گری، تعقیب راه انقلاب، تحکیم اسلام، تحکیم دین خدا».

بدین ترتیب حداقل چند عنصر کلیدی در نظام اسلامی از سوی نگهبان تیز بین انقلاب به عنوان پایه‌های قدرت ملی معرفی شده که نزدیک شدن به این پایه‌ها با هدف متزلزل سازی آنان، کار دشمن و عناصر داخلی آنها برشمرده شده است.

بنابراین تعرض به ساختار قدرت ملت علاوه بر اینکه موجب مقابله با تداوم مسیر پرافتخار انقلاب اسلامی می شود، منجر به از بین رفتن فرصت‌های ملی شده و به دلیل هم راستایی ملی با نظام اسلامی، ضرر متقابلی به مردم وارد آمده و عموم ملت از تضعیف عناصر قدرت ملی متضرر خواهند شد.

اما بد نیست که در این مجال با نگاهی گذرا به رفتار برخی از مسئولین، نحوه عملکرد آنان نسبت به تقویت یا تضعیف عناصر ملی سنجیده شده و تکلیف آحاد ملت و دلداده با انقلاب اسلامی ، با این مدیران مشخص شود.

شورای نگهبان
در بداهت حضور و ضرورت وجود شورای نگهبان دیگر کمتر کسی در جامعه اسلامی می تواند شک کند. گرچه دشمنان از ابتدای انقلاب اسلامی همواره بر مقابله با این گلوگاه تاثیر گذار بر سرنوشت انقلاب اسلامی اهتمام به خرج داده است اما به قول معروف، تصور وجود شورای نگهبان و بداهت حضور او موجب تصدیق عمومی نسبت به ضرورت آن شده و دیگر نباید نسبت به آن نگرانی داشت. اما علیرغم این مع الاسف در طول سی و اندی ساله گذشته به خصوص طی چند ساله اخیر، هجمه‌های هدفمند به شورای نگهبان و طرح شبهه‌های جدید درفضای رسانه‌ای و سیاسی و تبلیغاتی البته به صورت نرم و کاملا هوشمند، وجود داشته و درصدد ذهنیت سازی از اقشار مختلف مردم نسبت به کارکرد این نهاد قانونی و اصلی در نظام اسلامی شده اند.

مع الاسف در این بین در طی سه ساله اخیر از سوی دولت و عناصر وابسته به او در برخی محافل سیاسی و مطبوعات، تضعیف هدفمند و روشنی نسبت به این نهاد صورت گرفت. وقتی رئیس قوه مجریه در مرآ و منظر عمومی، نسبت به وظیفه اصلی شورای نگهبان در انتخابات خدشه وارد کرده و با مغالطه‌ای آشکار، خواستار عدم دخالت ناظران در کارهای اجرایی می شود، وقتی هاشمی رفسنجانی با رد صلاحیت سید حسن خمینی به نهاد با سابقه شورای نگهبان تاخته و آن را مورد هجمه شدید قرار می‌دهد وقتی شورای نگهبان براساس قانون اساسی و اصل حراست این شورا از رسوخ عناصر ناباب به مراکز حساس نظام، دست به اعمال نظارت زده وبرمبنای آن برخی از عناصر ناشایست، با مهر رد صلاحیت مواجه شده و بلافاصله پس از آن از وزیر کشور گرفته تا رئیس دولت و سایر عناصر اجرایی هجمه‌های بی نظیر و تند علیه شورای نگهبان صورت می‌گیرد بی شک نمی توان این اقدامات را در راستای تقویت شورای نگهبان ارزیابی کرد.

این تازه در حالی است که اظهار نظرات عمومی مسئولین دولتی علیه شورای نگهبان تازه در بعد رسانه‌ای و سیاسی آن با حمایت‌های تصریحی و تلویحی دولتی ها، صد چندان شده و شبکه‌های رسانه‌ای و سیاسی داخلی و خارجی معاند با اهداف انقلاب اسلامی همگام با هم نقطه کانونی قدرت ملی را مورد تهاجم قرار می‌دهند.

از همین رو بود که هشدار‌های تاریخی و شدید رهبری پس از برگزاری انتخابات اخیر مجلس، نسبت به تضعیف کنندگان قدرت ملی، و هجمه کنندگان به مبانی قانون اساسی ، آنان را در راستای اهداف دشمن معرفی نمود.

ایشان در دیدار سال گذشته با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری در این باره فرمودند:
بعضی -باید گفت به تبعیّت ناخواسته و نادانسته از دشمن- برخی از اشکالات را متوجّه می کنند به شورای نگهبان؛ بنده حقیقتاً گله دارم از این‌گونه افراد. شورای نگهبان کار خودش را با جدّیّت، با زحمت فراوان، با تلاش انجام داد. شما هم جای شورای نگهبان باشید، غیر از این عمل نخواهید کرد. شورای نگهبان درظرف بیست روز -همچنان‌که جناب آقای شاهرودی الان اشاره کردند- باید دوازده هزار پرونده را میدید. خب، این اشکال از قانون است؛ اگر این اشکال قانونی برطرف بشود، آن مشکلی که مترتّب بر این هست برطرف خواهد شد. ما چرا باید آن اشکال قانونی را به‌پای شورای نگهبان بنویسیم؟ آقایان صحبت از احراز و عدم احراز می کنند؛ من تعجّب میکنم از بعضی که این حرف را می زنند. خب، شما همه اهل فضلید، اهل علمید؛ آیا بدون احراز شرایط برای یک مسئولیّت، می شود آن شخص را تأیید کرد؟ بدون اینکه شما احراز کنید شرایط قانونیِ این کار را دارد، می توانید آن را تأیید کنید؟ پیش خدای متعال جواب دارید؟ نمی توانید. شما هم به جای شورای نگهبان باشید نمی توانید. شورای نگهبان اگر احراز نکرد، ناگزیر است از اینکه بگوید من احراز نکردم. وقتی احراز نکرد، طبعاً طرف رد می شود؛ خب، این ایرادی نیست که به شورای نگهبان وارد بشود. اگر می خواهید شورای نگهبان فرصت احراز داشته باشد، باید قانون را اصلاح کنید؛ قانون باید اصلاح بشود -قبلاً هم این را ما مکرّر گفته‌ایم؛ حالا افراد در فکر هستند، شاید ان‌شاءالله بتوانند؛ البتّه ما سیاستهای کلّی انتخابات را مطرح کردیم و فرستادیم برای مجمع تشخیص؛ آنجا هم بررسی کردند؛ [اگر] حالا براساس آنها یک کار درستی انجام بگیرد بحثی نیست- امّا با این قانونی که فعلاً وجود دارد، وضع همین است؛ شورای نگهبان چاره‌ای ندارد؛ نمی تواند کسی را که شرایط او را احراز نکرده تأیید بکند؛ باید احراز بکند.

شما می گویید که قانون این چهار منبع را گفته؛ خیلی خب -البتّه همین هم محلّ بحث است- فرض کنیم که این منابع را برای [کسب] اطّلاعات ذکر کرده باشد. اگر جنابعالی که مسئول هستید، از یک طریقی علم پیدا کردید و فهمیدید که این شخص صالح نیست، می توانید تأیید کنید؟ نمی توانید تأیید کنید؛ پیش خدای متعال جواب ندارید. چرا به شورای نگهبان این‌قدر حمله می شود!

البتّه بعضی وقتی در شورای نگهبان رد شدند ناراحت میشوند؛ این ناراحتی قابل فهم است، قبول است. بنده هم ممکن است اگرچنانچه در یک موردی بگویند «شما صلاحیّت نداری» ناراحت بشوم امّا آیا وقتی ناراحت شدیم بایستی جنجال بکنیم؟ انسان اگر ناراحت شد، اگر راه قانونی‌ای وجود دارد، باید به آن راه قانونی متوسّل بشود. من تعجّب میکنم که بعضی بنا می کنند نوشتن در روزنامه و این‌طرف و آن‌طرف و از این قبیل کارها علیه شورای نگهبان که چرا ما را رد کردید؛ ما صالح بودیم. خیلی خب، شما صالح؛ اگرچنانچه شورای نگهبان اشتباه کرده باشد، شما بایستی به آنها مراجعه کنید و آنها هم طبق قانون، همان وظیفه‌ای که دارند باید انجام بدهند؛ اگر نشد، نمی شود شورای نگهبان را تخریب کرد. همه توجّه بکنند! شورای نگهبان جزو آن مراکز اصلی‌ای است که از اوّل انقلاب، استکبار خواسته آن را تخریب بکند. یکی از چند مرکز مهمّی که از اوّل انقلاب سعی دستگاه تبلیغات اهریمنیِ صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها و استکبار بر این بوده است که آن را تخریب بکنند، شورای نگهبان است. ما نباید کمک کنیم و شورای نگهبان را تخریب کنیم به‌خاطر این [ردّ صلاحیّت]. بله، ممکن است گِله داشته باشیم یا یک مشکلی وجود داشته باشد؛ خب، مشکل را باید بگوییم؛ نباید تخریب بکنیم شورای نگهبان را؛ این مرکز اساسی قانونی را نبایستی تخریب بکنیم. لجن‌پراکنی کردن علیه شورای نگهبان حقیقتاً یک کار غیر اسلامی، غیر شرعی، غیر قانونی و غیر انقلابی است.

هجمه به نهاد انقلابی سپاه
اگر دشمن در فکر تعرض به مرزهای جغرافیایی کشور باشد، چه نهادی برای مقابله با او بر می‌خیزد؟ اگر دشمن قصد تعرض به مرزهای انقلاب اسلامی را داشته باشد براساس قانون اساسی چه نهادی باید با او مقابله کند؟ آیا در این نکته می‌توان شکی داشت که دشمن درصدد هدم ارزش‌های انقلاب اسلامی و تهاجم به ساختارهای جغرافیایی و عقیدتی ما است؟

اما با نگاهی گذار به فضای رسانه‌ای و سیاسی حاکم بر کشور پس از دوران دولت یازدهم، به خوبی واضح است که در سطح کلان، تلاش‌های عمده‌ای جهت تضعیف این نهاد تاثیر گذار در حال انجام است. از رد پای دشمن در ماجرای دسترسی‌های بی ضابطه به نهادهای حساس در ماجرای برجام گرفته تا درخواست دشمن و ذهنیت سازی برای افکار عمومی نسبت به بازرسی‌ها و دسترسی‌های عناصر وابسته به دشمن در موضوع هسته‌ای و نیز توافقات پنهان برای محدود سازی توان دفاعی – موشکی کشور، همچنین توافقات محرمانه دیگر میان ایران و بانک جهانی برای محدود سازی و تحریم نهاد انقلابی سپاه برای عدم تحرک در منطقه و کمک به نیروهای مقاومت منطقه همه و همه در راستای جلوگیری از تاثیر گذاری نهاد انقلابی همچون سپاه است که براساس قانون و عقل باید مدافع و حراست کننده از انقلاب اسلامی و دستاوردهای انقلاب اسلامی باشد. این اقدامات البته علاوه بر هجمه‌ای سازماندهی شده رسانه‌ای و سیاسی است که در بالاترین سطح اجرایی کشور علیه سپاه صورت می‌گیرد.

وقتی رئیس دولت از تجمیع قدرت و کلت و پول در یک جا سخن می‌گوید کسی نیست که نفهمد او درصدد است تا با فرافکنی، سپاه را وارد منازعات سیاسی کرده و فساد برخی از دولتی‌ها را پوشش دهد. وقتی فساد حقوق ها ی نجومی علنی می شود وبلافاصله با خبر سازی‌های دروغین از سوی برخی رسانه‌های وابسته به دولت، شبهه‌ های حقوق‌های کلان برخی از فرماندهان مطرح می شود روشن است که هدف نهایی این رفتار، تضعیف عناصر قدرت ملی و سپس کمک به دشمن برای رد شدن از سد انقلاب اسلامی است.

نیروهای انقلابی و علمای انقلابی
همچنانکه در بیانات رهبری فرزانه انقلاب اسلامی نیز روشن بود، ایشان یکی از عناصر قدرت ملی را نیروهای انقلابی و روحانیون انقلابی بر شمردند که حاضر به خطر پذیری در صحنه‌های حساس برای جلوگیری از تهاجم دشمنان به پایه‌های استحکام نظام اسلامی اند.

در این بین نیز باید به واژه سازی‌های دشمنان و برخی از مدیران و دستگاههای تبلیغاتی آنان نگریست. چه آنکه بنابر نظر کارشناسان، اساسا ابداع واژه «اعتدال» و مقابل قرار دادن آن با واژه هایی نظیر افراطی ها، کاملا هدفمند و بر پایه مدیریت افکار عمومی صورت گرفته که در این پازل، با تقسیم بندی تصنعی ملت به افراطی یا معتدل، نیروهای انقلابی را از صحنه خارج کرده همه را در زیر چتر ساکتین و قاعدین و رفاه طلبانی که حاضر به هزینه دادن در برابر هدم انقلاب اسلامی نیستند، جمع می‌کند.

حال باید دید که هدف دولتی‌ها و عناصر رسانه‌ای آنها از تضعیف آشکار عناصر قدرت ملی چیست؟ چرا با وجود نهی و هشدارهای صریح رهبری فرزانه انقلابی اسلامی، برچسب‌های افراطی خواندن جوانان و روحانیون انقلابی، همچنان نقل محافل و مطبوعات خاص جریان نزدیک به دولت است و آنان با از بین بردن اقتدار ملی و تضعیف قدرت یک ملت، چراغ سبز به کدام سوی جهان نشان می‌دهند؟ در پس پرده و گام بعدی این تهاجمات چه برنامه هایی نهفته است و چه توافقات محرمانه دیگری در بین است. در آینده بیشتر بدان خواهیم پرداخت. انشاءلله

منبع:هفته‌نامه یالثارات‌الحسین علیه‌السلام