Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 35625
۶ نظر
حجاب زنان، حقوق مردان
تظاهر جنسي در تعاملات اجتماعي، ظلم به مردان
چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۳۱
 
اگر جوان مسلمان بداند که داشتن محيط پاک حق اوست، در برابر اين پرسش اعتراضي که بدحجابي من به تو ربطي ندارد و حق شخصي من است، خلع سلاح نخواهد شد و توضيح خواهد داد که حجاب تو، حق من است.

پایگاه خبری انصارحزب الله: آيا سالم بودن محيط زندگي حق مسلّم هر جوان ايراني است؟ آيا وجود محيطي که مردان جوان بتوانند بدون نگراني از آلوده شدن چشم و ذهنشان به مناظر جنسي، پاي در محيط جامعه بگذارند، تقاضاي زيادي است؟ آيا اگر هواي پاک حق ريه هر کودک ايراني است، محيط پاک حق چشم هر جوان ايراني نيست؟ 

يادتان هست چند سال قبل به هر کسي مي‌گفتيد «لطفا سيگارتان را خاموش کنيد» نگاهي خشم‌آلود به شما مي‌انداخت، اما امروزه سيگاري‌ها از فرزندانشان هم شرم مي‌کنند و اين عمل را ننگ‌آور مي‌دانند؟ در طول اين سال‌ها اقدامات آگاهي‌بخش و اطلاع‌رساني درباره مضرات سيگار حتي براي غير سيگاري‌ها، چنان تداوم يافت و جدي گرفته شد که «باور شخصيت‌آوري» سيگار کشيدن به «باور ننگ‌آوري» تبديل شد.
 
اما تاسف‌آور است بدانيد که اين اقدامات سازمان يافته، فراگير و مداوم درباره گناهان و معضل‌هايي چون رباخواري، رشوه‌خواري، فسادهاي جنسي، بدحجابي و... هرگز سامان نيافت و به طور نظام‌مند مشاهده نشد؛ به گونه‌اي که در مورد بدحجابي، دگرگوني ارزشي و باوري هم رخ داده است تا جايي که «باور به گناه و زشتي بدحجابي»، از ۳۰ سال قبل به «باور به ارزشي و عرفي بودن بدحجابي» تبديل شده است. 

امروزه ديگر مردها حجاب زنان را حق خود نمي‌دانند و زنان از بدحجابي خود به دليل تضييع حقوق مردان و ظلم به آنان شرمسار نيستند. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که هيچ راننده‌اي حق ندارد به صرف داشتن وسيله نقليه شخصي، آلودگي صوتي، دودي، سرعتي ايجاد کند و موجب مسدود شدن مسير گردد، آيا به راستي ضررهاي آلودگي جنسي کمتر از اين آلودگي‌هاست؟ اگر اين‌گونه نيست، پس بپذيريم که مردان مسلمان حق دارند از محيط جنسي پاکيزه برخوردار باشند، اما اين حق آنان به رسميت شناخته نمي‌شود و آنان همچنان مظلومند. 

اگر بپذيريم که رفتارهاي اجتماعي، تاثيرگذاري دوطرفه دارند، بايد قبول کنيم که شرط هر نوع حضور اجتماعي، تعارض نداشتن آن با حقوق ديگر شهروندان است. 

يکي از مظاهر و نمونه‌هاي حق افراد «حفظ منافع و زيان نديدن» آنهاست، پس هر مردي مجاز است از زنان بخواهد در نوع پوشش خود چنان باشند که به منافع مردان ضرر نرسد. وقتي در تعامل اجتماعي، زنان بدحجاب، خود را با رويکرد جنسي عرضه مي‌کنند، مرتکب تدليس و فريبکاري مي‌شوند، چون نگاه مردان را از نگاه انساني به نگاه جنسي تنزل مي‌دهند و آنان را وامي‌دارند تا با اين نگاه با زنان، تعامل اجتماعي را آغاز کنند. 

هر چند به دليل جذابيت‌هاي جنسي، در نگاه اول، برخي زنان موفق به ايجاد ارتباط قوي مي‌شوند، ولي نبايد از ياد برد که نوع ورود به هرگونه تعاملي بايد متناسب با آن تعامل باشد و اين حق هر دو طرف است و گرنه يک طرف طرف ديگر را فريب داده است. 

براي مثال اگر تعامل زن و مرد براي خريد و فروش باشد و اگر تعامل به قصد زناشويي و رابطه مشروع همسران است، نوع آغاز ارتباط هم متناسب با آن خواهد بود، پس اگر فروشنده زن، براي جذب مشتري از ظرفيت جنسي خود استفاده کند، دچار تدليس و فريبکاري شده است؛ به گونه‌اي که اگر اين فريبکاري و غلط‌اندازي را مرتکب نمي‌شد، مردان احساس نياز به خريد نمي‌کردند. 

در فرهنگ غربي استفاده از ظرافت جنسي براي جذب مشتري را به حساب ظرفيت زنان در ايجاد تقاضاي جديد خريد و توانايي ذاتي زنان در برقراري روابط عمومي قوي مي‌شمارند، اما واقعيت اين است که اين نوعي فريبکاري ارتباطي است که مردان هم در صورت کنار گذاشتن خطوط قرمز ديني مي‌توانند مرتکب آن شوند که البته اين هم به مرور به فرهنگ جديد ارتباطي مردان با زنان تبديل مي‌شود و روزي صدايش به گوش‌ها خواهد رسيد و مفاسد آن چشم‌ها را خيره خواهد کرد. 

رضاي عمومي، يا رضاي خدا؟ 

غربي‌ها چون براساس مباني فرهنگي‌شان (فرهنگ اصالت انسان و منافع فردي) مانعي بر سر راه استفاده از جذابيت جنسي نمي‌بينند، تدليس و فريبکاري را به راحتي هضم مي‌کنند. مبناي حق و حقوق در غرب «رضايت شهروندان» است و سرمايه‌داران، شهروندان‌(مصرف‌کنندگان) را به قبول اين نوع تعامل راضي کرده‌اند، هر چند معلوم نيست که اگر شهروندان حقيقت دوگانه آن را بدانند آن را بپذيرند. آنان پذيرفته‌اند که اين دوگانگي ظلم نيست، زيرا «حق» را - در نظر آنان - رضايت عمومي تعيين مي‌کند، اما آيا مي‌توان اين تعامل دوگانه را به امت و مکتبي که پايه و حقوق را رضايت خدا مي‌داند، تحميل کرد؟
واقعيت اين است که تا به امروز - در سايه غفلت اهل فرهنگ و اطلاع‌رساني ديني - پاسخ اين سوال مثبت بوده و در کشور ما اين نوع ارتباط جاي خود را باز کرده است و بانوان بدحجاب حق مسلم خود مي‌دانند که به مردان ظلم کنند، چون اين ظلم را پسنديده و معروف مي‌دانند و اصلا اعتقادي به گناه ظلم و ناحق و منکر بودن آن ندارند، لذا فرياد مردان اهل ايمان هر قدر هم بلند مي‌شود، توجهي به ‌آن نمي‌کنند؛ چون اساسا فلسفه اين فرياد و مشروعيت و موجه بودن آن فهم نمي‌شود. 

اگر مبناي اسلام را هم کنار بگذاريم و به مبناي حداقلي غربي‌ها درباره «حق» ملتزم شويم و خواست مردم را منشاء حق بدانيم؛ نه خواست خدا را که به همه جوانب حقوق بشر آگاه‌تر و قانون‌گذاري‌اش بي‌ظلم و گناه است، باز خواهيم ديد که ميليون‌ها ديندار جامعه اسلامي راضي به حاکميت فضاي جنسي بر تعاملات و ارتباطات اجتماعي خود نيستند و ميليونها زن و مادر از اينکه همسران و جوانانشان آلوده و قرباني اين تعامل شوند، به شدت نگرانند و از پاشيدگي کانون خانواده‌شان وحشت دارند. بنابراين باز هم مردان ما حق دارند از محيط پاک و سالم برخوردار شوند و زنان بدحجاب نيز بايد از اين ستمگري ميليوني دست بردارند. 

حاصل اين که اگر دستگاه‌هاي تبليغي و فرهنگي نظام جمهوري اسلامي، بتوانند بانوان را به اين باور و عمل وادارند که از تعامل غلط‌انداز مذکور دست بردارند، حداقل حقوق مردان به رسميت شناخته و محترم شمرده خواهد شد. 

بدحجابي، ظلم به جوانان 

از سوي ديگر اگر اين باور ايجاد، تقويت و نهادينه شود که «برخورداري از محيط پاک جنسي حق مردان مسلمان است»، مردان و جوانان حق خود را خواهند شناخت؛ انگيزه دفاع از اين حق در آنان ايجاد خواهد شد و با ستمگران و متجاوزان به اين حق برخورد خواهند کرد و در برابر اعتراض غير معقول زنان بدحجاب، منفعل نخواهند شد. 

اگر جوان مسلمان بداند که داشتن محيط پاک حق اوست، در برابر اين پرسش اعتراضي که بدحجابي من به تو ربطي ندارد و حق شخصي من است، خلع سلاح نخواهد شد و توضيح خواهد داد که حجاب تو، حق من است. حق من است که چشمم را راحت و بي‌دغدغه ديدن مناظر خلاف شرع و فريب‌دهنده، به روي جامعه باز کنم. اگر فضاي جامعه پر از بدحجابي شود، در واقع جوان مسلمان هر جا که مي‌نگرد، يک تابلوي نگاه ممنوع مي‌بيند، آيا او در چنين فضاي خفه‌کننده‌اي مي‌تواند از حداقل حق خدادادي آزادي برخوردار شود؟ 

مسلما پاسخ منفي است، پس چه بايد کرد؟ يا به تابلوي نگاه ممنوع توجه نکند و به هر بدحجابي بنگرد. يا بدحجابها خود را از معرض ديد نامحرمان دورسازند و گستره ارتباط جنسي را به درون خانه‌ها محدود سازند. 

ارتباط سالم 

اگر سطح جامعه به محيط جنسي تبديل شود و امکان تظاهر جنسي به هر بهانه‌اي فراهم آيد، امکان ارتباط سالم از مردان مسلمان گرفته خواهد شد و آنان که مقيدتر، متعبدتر و ديندارتر هستند، در سختي‌ بيشتر قرار خواهند گرفت. حال آن که اصل در جامعه اسلامي رفاه و آزادي اهل دين و انزواي متظاهران به رفتارهاي ضدديني است. 

به نظر مي‌رسد نهادهاي متولي و آمران و ناهيان و دلسوزان و صاحبان وجدان‌هاي بيدار براي کاهش پديده «تظاهر جنسي در تعاملات اجتماعي» بايد مردان را نيز به اين باورها برساند: 

۱- استفاده از رفتارها و نمادها و ارتباط جنسي براي برقراري تعامل اجتماعي، تدليس و فريب است.
۲- مردان و پسران حق دارند از تعامل سالم و مناسب و بدون فريب برخوردار باشند.
۳- هر نوع خروج از حق در تعاملات اجتماعي، ظلم به ديگران است.
۴- ملاک حق را خداي متعال معين مي‌کند؛ نه عرف جامعه يا فرهنگ غربي.
۵- دفاع نکردن مردان از حق خود، ظلم به خود است و خداوند اجازه ظلم به خود را نمي‌دهد.

محمد عابدي


۱۳۹۲-۰۷-۰۸ ۱۵:۱۱:۴۳
همانطور كه مردها حق دارند هر طور دوست دارند لباس بپوشند زنان هم حق دارند پس اگر زنان خود را حفظ مي كنند مردان هم بايد مراقب رفتار خود باشند
عبدالهی
۱۳۹۱-۱۰-۱۲ ۱۰:۳۶:۱۷
بلبلی که به هر غنچه دلش میلرزد
بهترآنست که در صحن گلستان نرود
علي
۱۳۹۱-۱۰-۰۵ ۲۳:۵۴:۲۳
من كه بانظر نويسنده موافقم و حساب موافقين بدحجاب هم باخداورسولش
کاوه
۱۳۹۱-۱۰-۰۴ ۱۲:۴۳:۲۷
اگه قراره یه مرد با یه همچین وضعی تحریک بشه همون بهتر که بشه در کشورهای دیگه چطور این وضع فجاعت بار وجود نداره یه نگاه به دور و برتون بندازین بد نیست اول خوذتو اصلاح کن نمیخواد به بد حجابی گیر بدی
۱۳۹۱-۱۰-۰۳ ۱۹:۱۷:۱۳
پاک ماندن در این جامعه ی پر از گناه ارزش دارد. طرز تفکر تمام افراد ارزشمند است هم جوانان دیندار و هم اون بدحجاب . باید او را روشن کرد نه این که برخورد قهری صورت بگیرد. مشکل به مقدار زیادی از ماهواره ها نشات میگیرد و برنامه های غیرجذاب صداو سیما
حسین
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۳:۰۲:۰۵
با سلام
نمیشود همه مشکلات را تقصیر دخترهای بدحجاب گذاشت . مردها هم نباید سریع تحریک شوند یک مقدار روی خودشان تسلط داشته باشند . زلیخا با وضع تحریک کننده جلوی حضرت یوسف قرار گرفت حضرت یوسف از محل بیرون رفت و چشم از زلیخا برگرداند و گرنه حضرت یوسف هم می توانست کل مشکل را بر گردن زلیخا بیاندازد و بگوید او برهنه بوده است من تقصیری ندارم .