داخلی سياسی خبر
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 91083
۱ نظر
در گفتگو با حسين فدایي دبيركل جمعيت ايثارگران مطرح شد:
آغاز اجراي عمليات حذف جريان‌نفاق؛پاسخ خردكننده به پروژه طردحزب‌الله
شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۹
 
امام و انقلاب و مردم و حزب‌الله از ابتداي انقلاب در مقابل خط افراط و تفريط در سطوح گفتماني و ميداني ايستادند، از تهمت‌ها نترسيدند و مسير خويش را ادامه دادند....
پایگاه خبری انصارحزب الله: درحالي جنبش نوين حزب‌الله با شكست حصر ايجاد شده در يك سال و نيم گذشته وارد مرحله نويني از حيات خود شده كه اقدامات خيره‌كننده گروه‌هاي به هم پيوسته حزب‌اللهي هراس زايدالوصفي را در دل طيفي خاص ايجاد كرده است. جريان معلوم‌الحالي كه با عطف به گذشته و عملي يافتن وعده‌هاي پيشين حزب‌الله ، ايمان دارند كه براساس وعده‌هاي كنوني اين جريان به زودي تحول عظيمي رخ خواهد داد كه اركان سست بقاي آنان را خواهد لرزانيد. براساس قريب‌الوقوع بودن اين انقلاب است كه به موازات پيشرفت خيره‌كننده حزب‌الله در سازماندهي نيروها ، تقلايي از سر ياس بدنه لرزان اين طيف را فراگرفته است. زيرا به خوبي مي‌دانند كه هدف نهايي حزب‌الله عمل به مانيفست «دوران جديد» است كه نتيجه آن نيز چيزي جز حذف هميشگي منافقان از صحنه سياسي– اجتماعي كشور نخواهد بود. اين معركه بهانه‌اي بود تا به گفتگو با حسين فدایي دبيركل جمعيت ايثارگران بپردازیم.

اعتدال زيرمجموعه اركان اعتقادي شيعه


 اعتدال وحركت بر مدار آن در حالي شعار انتخاباتي حسن روحاني بود كه پس از نشستن در كسوت رياست جمهوري يازدهم نيز قويا بر حركت در اين مدار تاكيد و اصرار ورزيد. اين درحالي است كه برخي افراد با ديدگاه معطوف به قدرت و پس از دستيابي به اهرم‌هاي اعمال آن ، عملكرد خود را به عنوان شاخص اعتدال تعيين نموده و عدم حركت بر اساس آن را مصداق افراطي گري تعريف نموده و مي كنند.براين اساس علاوه بر كساني كه در ميدان عمل رويه‌اي بر خلاف الگوي خود خوانده اعتدال دارند محكوم به افراطي گري هستند كه براي در امان ماندن كشور از سوء عمل آنان بايد از صحنه طرد شوند. در اين ميان حتي منتقدين اين گفتمان نيز در رديف افراطيون قرار گرفته و مشمول قانون طرد و سكوت اجباري مي‌شوند. اين فرايندي است كه برخي آن را نا منطبق با اعتدال تعريف شده براساس اصول ديني و مذهبي قلمداد مي‌كنند كه هدف از آن چيزي جز يكپارچه سازي ، براي تسهيل اجراي سريع نقشه راه تعيين شده نيست. آقاي فدائي لطفا اين فرايند را براي مخاطبان تشريح كنيد.

- ارکان اعتقادي شيعه توحيد ، معاد و نبوت و امامت بر عقلانيت استوار است و بر اين اساس نيز روز قيامت در محضرحضرت حق جل جلاله بر اساس علم و عقلانيت ، باورهايمان را عرضه مي‌کنيم و بازخواست مي‌شويم كه اين مسئله از افتخارات بزرگ مکتب تشيع است.

در همين راستا اعتدال در مقابل افراط و تفريط نيز ذيل همين قاعده داراي پشتوانه‌هاي عميق نظري است. تشيع در چالش‌هاي فکري سنگين تاريخي در اين مباحث سرفراز بوده است.

براي مثال در مواجهه با دشمن آنجا که بحث از تهور ، بي‌باکي ، برخورد بدون هدف و منطق است افراط معني مي‌يابد و در جايي که بحث از ترس و وادادگي و خودباختگي و واگذاري ميدان به دشمن است ، ذلت و زبوني وخواري در تفريط متجلي مي‌گردد. در اين ميان وقتي بحث از شجاعت ، عقلانيت و مقاومت ، آمادگي با برنامه براي حرکت رو به جلو و درک صحيح شرايط مطرح مي‌شود ، يک حرکت تکاملي رو به جلو درقالب تعادل معنا مي‌يابد.

اما پس از اين موضوع ديگري قابل طرح است و آن تهمت افراط يا تفريط به مجاهدين راه حق و فضيلت است كه اتفاقا اين موضوع نيز داراي پيشينه تاريخي به قدمت تاريخ اسلام از صدر تا امروز است. جبهه ظلم و تماميت خواهي همواره به مبارزان جبهه حق از حضرت نبي اکرم(ص)، اميرالمومنين(ع) و ائمه اطهار گرفته تا امام خميني (ره) تهمت افراطی‌گری زدند!

حمله به حزب‌الله؛ هجمه به امام خميني(ره)

 آقاي فدائي! احتقان و ايجاد حصر براي حزب الله طي يك سال گذشته پديده اي بود كه نتيجه معكوسي از خود برجاي گذاشت. يعني به جاي آنكه حزب الله را منفعل كند ، فعال و وارد مرحله جديدي ساخت. چنانچه به طور بي سابقه اي گروههاي پراكنده يكديگر را شناسايي كردند و به همگرايي و تشريك مساعي رسيدند. نتيجه اين تشريك مساعي اقدامات خيره كننده اي بود كه در راستاي عمل به تكليف بار شده بر دوش حزب الله توسط امام خميني در وصيت نامه ايشان و نيز فرمايشات مقام معظم رهبري در روز اول فروردين سال جاري از روز ۲۶ ارديبهشت ماه در ميدان فاطمي آغاز شد و حالا هزاران نفر در اين راستا درحال سازماندهي براي گسترش كار هستند. حالا اين سوال مطرح است كه چرا طيف مدعي اعتدال در كنار جريانهاي برانداز خارج نشين به موازات اين خيز بزرگ تقلاي خود براي بازداشتن حزب الله از ورود به ميدان عمل را شدت بخشيده اند؟!

- چون به وصيت نامه امام خميني اشاره كرديد پاسخ سوال شما را درقالب شرح اتهاماتي كه به ايشان مي زدند و ذكر عاقبت اتهام زنندگان خواهم داد.

حضرت امام خميني(ره) درطول نهضت انقلاب اسلامي، مبازره مسلحانه متعارف موجود را قبول نداشت و حتي آنان را مورد نهي قرار مي‌داد. منافقين ، مارکسيست‌ها و چريک‌های فدايي خلق ، گروههايي بودند كه به دليل انتخاب مشي مسلحانه مورد خطاب امام خميني بودند و محكوم به افراط بودند.

افراط زماني به خوبي قابل لمس است كه گروهک فرقان خود را انقلابي‌تر از حضرت امام ارزيابي نمود و در حالي كه خود را ضد امپرياليست مي‌ناميد بيشترين خدمت را به امپرياليسم کرد و آيت‌الله مطهري را به شهادت رسانيد.

درحالي كه عده‌اي بنا داشتند يا لشکرکشي به فلسطين و ليبي و سوريه جبهه جنگ را خالي کنند امام در مقابل افراطي گري ايستاد و فرمود راه قدس از کربلا مي‌گذرد. امام خميني درحالي محكوم به افراطي گري بود كه در مقابل طرح عده‌اي انقلابي نما براي بمب‌گذاري در اقصي نقاط دنيا از جمله عربستان سعودي ايستاد تا اينكه همين عده افراطي بعدا به وادي تفريط فروغلطيدند و داعيه‌دار انديشه روشنفکري شدند.!

ماهيت واقعي «افراطيون واقعي» زماني مشخص شد که با شكست خط افراطي گريشان ، رزمندگان حاضر درجبهه را آدمهاي فاقد درک و عقل و شعور معرفي ‌کردند.
اما نمونه بارز طيف تفريطي جبهه ملي و نهضت آزادي بودند كه در مقابل موج انقلاب اعتقاد داشتند بايد حکومت سلطنتي با قي بماند اما شاه حكومت نكند. همين طيف قصد داشت اسرائيل را به رسميت بشناسد و رابطه با آمريكا را در كيفيتي مثل دوره طاغوت حفظ كند.

بنابراين امام و انقلاب و مردم و حزب‌الله از ابتداي انقلاب در مقابل خط افراط و تفريط در سطوح گفتماني و ميداني ايستادند ، از تهمت‌ها نترسيدند و مسير خويش را ادامه دادند.

دورجديد توليد ادبيات افراطي‌گري

به نظر مي رسد يك ائتلاف نا نوشته بين طيف طراح پروژه افراط در داخل و جريان جهاني كه در قالب كنوانسيون ها و قرار دادهاي عرفي، كشورهاي انقلابی و ايستاده در مقابل جريان استکبار را متهم به تضييع حقوق بشر و... مي كنند وجود دارد. چنانچه حتي اين فرايند بر ادبيات برخي اعضاء دولت نيز تاثير گذار بوده است. براي مثال در آخرين نمونه، معاون بين‌الملل وزير كار با استناد به اينكه عمل انقلابي شهرداري مبني بر تفكيك محل كار محرم و نامحرم خلاف كنوانسيون‌هاي جهاني است آقاي قاليباف را از اجراي احكام الهي برحذر داشت. لطفا در اين باره توضيح دهيد.

- به نظر مي رسد بحث متهم كردن نظام جمهوري اسلامي به افراط و تفريط وارد مرحله جديدي شده و در قالب ادبيات مدلهاي تغيير نظامها که منتهي به مدل انقلابهاي مخملي و رنگين شده است در حال توليد مفاهيم و واژگاني سياسي است تا بتواند ضمن تطبيق آن با مسائل داخلي كشورها با تفاهم برسر آن ، ائتلاف حداکثري ايجاد کنند.

اين مفاهيم غالبا مقدس و جذاب است و به طور مرتب در کشور هدف بازتوليد و نشر داده مي‌شود كه اين وظيفه برعهده طيف سازماندهي شده داخلي است. اين درحالي است كه در اين مسير عده‌اي نيز ناخودآگاه و بدون سازماندهي جذب اين مفاهيم مي‌شوند تا ائتلاف بزرگ بر سر مفاهيم مشتركي نظير حقوق بشر ، آزادي ، مبارزه با تروريسم شكل بگيرد که نظام سلطه و امپراطوري خبري صهيونيستي با برنامه در دنيا تبليغ مي‌کنند.

در اين راستا يكي از مفاهيم جديدي که وارد اين فرايند شده افراطي‌گري است. اين مفهوم به عنوان يک لکه سياه معرفي مي‌شود كه به هر عنصر غير خودي با جبهه سلطه مي‌چسبد و او را متهم مي‌كند. اين يک مدل و برنامه است که ممكن است بخشي از آن به شكل اتفاقي وارد ادبيات رايج شود اما زماني مي‌رسد که خطي شده با برنامه‌ريزي كامل به راه خود ادامه مي‌دهد.

نتيجه اين روند زماني ملموس مي‌شود که سردمداران افراط در کشور يعني توليد كنندگان فتنه و آشوب به شكل تعجب آوري گفتمان ضد افراطي گري را تبديل به ادبيات رايج خود مي‌كنند.

شخصيت‌هاي سابقه دار و ادبيات افراط

 به نظر شما هدف طراحان پروژه هراس از حزب الله و افراطي نشان دادن هر كسي كه خواهان احياء و اجراي احكام الهي است چه مي تواند باشد؟

- مدعيان اعتدال امروز مرتجعیني هستند که به نظام ظلم کردند و به جايگاه و منزلت جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين‌‌الملل آسيب زدند و کشور را سالها به عقب کشاندند. بحث تقلب در انتخابات را مطرح کردند و به خاطر قدرت‌طلبي‌شان از هيچ تلاشي فروگذار نکردند و حالا به حزب‌اللهي‌ها كه جان خود را براي دفاع از حاكميت و دفع استيلاي بيگانه در طبق اخلاص نهادند انگ افراطي‌گري مي‌زنند.

جريان متهم كننده حزب‌اللهي‌ها به افراطي گري هدفي جز خلع سلاح و به قولي از صحنه بيرون کردن آنان از ميدان عمل را دنبال نمي‌كند.

بخش تعجب و تاسف آور ماجرا همنوايي شخصيت‌هاي سياسي موثر سابقه‌دار کشور با رسانه‌هاي صهيونيستي در ايراد اتهام افراطي گري به طيف حزب‌اللهي است.
بنابراين مهارت و تيزهوشي و بصيرت حزب‌الله در اين مقطع زماني از هر زمان ديگر بايد بيشتر باشد.

شاخص واقعي اعتدال

 ازنظر شما حربه كارساز براي شكست اين پروژه چيست؟

- شاخص شناسايي معتدل انطباق عمل با چارچوب‌هاي تعيين شده توسط مقام ولايت فقيه است كه پشتوانه تعقل ونماد اعتدال محسوب مي‌شوند و زاويه افراد و جريان‌ها از خطوط قرمز تعيين شده توسط اين جايگاه به معني ورود به افراط و تفريط و خروج از اعتدال است.

براي مثال در مقطع زماني شكل گيري دولت اول آقاي احمدي‌نژاد و در روز معرفي کابينه به مجلس هفتم ، چند نفر از نمايندگان خواستار استيضاح او شدند. اين درحالي بود که هنوز دولت شکل نگرفته بود و ماه آغازين عمر دولت بود. اين درحالي است كه از طرف ديگر بعدها ، عده‌‌اي نيز از اين دولت بت ساختند و گفتند که هيچ عيب و ايرادي ندارد. البته اين رويه در دولتهاي هاشمي و خاتمي نيز مسبوق به سابقه است و در دولت فعلي نيز رواج دارد.

مثلا در مورد مذاکرات هسته‌اي ، رهبري ضمن تعيين خطوط قرمز مي‌فرمايند که ما به دشمن اعتماد نداريم اما به تيم هسته‌اي كشورمان اعتماد داريم.

با اين وصف عده‌اي صلاح همه امور کشور را تابع ختم به خير مذاکرات هسته‌اي مي‌دانند و عده‌اي هم مي‌گويند با اين مذاکرات همه چيز را از دست داديم و بدتر از ترکمنچاي بود.

درحالي عده‌اي سياست بي‌منطق برد برد را مطرح مي‌كنند كه هرگز امكان برد شيطان و ايمان و خير و شر در يك زمان وجود ندارد و دغدغه اصلي امروز حزب الله بايد گرفتن توان اثرگذاري عناصري باشد که گفتمانشان با گفتمان اصل انقلاب زاويه دارد. چنانچه ما شاهد حضور افرادي در مقام مشاوره و يا مسئوليت‌هاي سطوح هستيم كه گفتمان انقلاب براي آنان معني ندارد. اين عده دشمني آمريكا را شعر و توهم مي‌دانند.

اين طيف گمان مي‌كنند که توان و ظرفيت خروج پيروزمندانه از مذاكره با آمريکا را دارند يا آنكه قادرند آنان را به اصطلاح دور بزنند و مديريت کنند.

دراين ميان من فردي را مي‌شناسم که در ديپلماسي از موثرترين‌هاست اما خيلي صريح و روشن مي‌گويد که اصلا آمريکايي‌ها دشمن ما نيستند. دولتها هميشه با انگيزه‌هاي مختلف اين تيپ آدمها را دور و بر خودشان نگه داشته‌اند تا ابزار اعمال سياست آنها باشند. بعضي اينها را به عنوان فرصت تلقي مي‌کردند و برخي ديگر فکر مي‌کنند با نگهداري اين افراد در دولت‌ها مي‌توانند سخنان و نظرات مخالفين را بشنوند.

ما در اينکه دولتها اين افراد دور و برشان باشند، ‌مسئله‌اي نداريم هر چند خودش ميزاني براي ارزيابي است اما حرفمان اين است که براي حاکميت ن، نظري بايد عملياتي شود که برآيند همه افکار عمومي ملت است و آن در ديدگاه ولايت متجلي شده است و نظري غير از نظر عمومي ملت و امام و رهبري را برنمي‌تابيم و نمي‌گذاريم حاکم شود.

و سخن آخر؟

- برخلاف اينكه عده اي سعي دارند با اجراي پروژه افراطي گري اين طور القاء كننده كه در كشور چند دستگي ايجاد شده بايد گفت ما در کشور چندگانگي نداريم و اصلا اين حرف را قبول ندارم. به حمد خدا فعلا اقتدار ملي ما خوب است. البته عده‌اي آرزو مي‌کنند که چندگانگي باشد و در حاکميت گسست ايجاد شود ولي در روشهاي مديريت اجرايي کشور ما نگراني‌ها و دغدغه‌هاي جدي داريم. مثل اينکه بچه‌هاي متدين کاربلد و کارآمد در هر سطحي تغيير کنند و يک سري آدمهاي خطي و جناحي و نابلد و ناکار‌آمد مسئوليت بگيرند. ما نگران هستيم و توصيه مي‌کنيم حواسمان جمع باشد تا اين اتفاقات نيفتد.

بنده خدا
۱۳۹۳-۰۵-۲۶ ۱۵:۲۴:۲۷
طرد حزب الله؟! دشمنان اسلام و انقلاب این آرزو را به گور خواهند برد. به حول و قوه الهی حزب الله پیوسته در صحنه حاضر و موثراً فعال خواهد بود. مرگ بر صهیونیزم متجاوز و کودک‌کش، مرگ بر آمریکای جهانخوار، مرگ بر ضد ولایت فقیه.